• امروز : شنبه, ۱۲ اردیبهشت , ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 2 May - 2026
2

رضا رویگری، بازیگری با سه آلبوم خاطره‌انگیز

  • کد خبر : 8149
  • 27 ژانویه 2026 - 14:34
رضا رویگری، بازیگری با سه آلبوم خاطره‌انگیز
مرحوم رضا رویگری در طول دوران کاری خود علاوه بر فعالیت در عرصه بازیگری، به تولید چند اثر مرتبط با ایام منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی و انتشار آلبوم‌های متعددی در عرصه موسیقی نیز پرداخت.

به گزارش خبرگزاری ریتم، مرحوم رضا رویگری، هنرمندی بود که نامش با تئاتر و سینمای ایران گره خورده است؛ اما کارنامه او فراتر از نقش‌آفرینی در آثار ماندگاری چون «مختارنامه» بود. او که فعالیت هنری را از تئاتر و با نمایش‌های بزرگی چون «ویس و رامین» و «معرکه در معرکه» آغاز کرده بود، در دنیای موسیقی نیز ردی عمیق از خود به جای گذاشت. اگرچه تمرکز اصلی او بر بازیگری بود، اما تولید سه آلبوم موسیقی و چندین کنسرت، او را در زمره هنرمندان چندوجهی قرار داد.
شاید کمتر کسی بداند که تجربه خوانندگی رویگری به سال‌ها پیش از انقلاب بازمی‌گردد. او در سال ۱۳۵۱، تیتراژ فیلم سینمایی «ساعت فاجعه» به نویسندگی سیروس الوند را اجرا کرد؛ تجربه‌ای که نشان داد او از همان ابتدا به دنبال تجربه‌گرایی در دنیای آواها بوده است.
بدون شک، نقطه عطف کارنامه موسیقایی او قطعه ماندگار «الله الله» (ایران ایران) است. این سرود که در روزهای پرالتهاب بهمن ۵۷ با آهنگسازی فریدون خشنود متولد شد، به سرعت به نماد موسیقایی آن دوران بدل گشت. رویگری خود معتقد بود حسی که در آن اجرای اولیه نهفته بود، هرگز در بازخوانی‌های بعدی با ارکسترهای بزرگ تکرار نشد. او بر این باور بود که سازهایی مثل سنج، دمام و طبل، روحِ ایرانی و اسلامی این واقعه را بهتر منتقل می‌کردند.
فریدون خشنود، آهنگساز این اثر، در خاطراتش بر انتخاب هوشمندانه خود تاکید می‌کند. او می‌گوید برای اجرای اثری که متعلق به مردم بود، به دنبال صدایی تازه و ناشناخته می‌گشت که پیش‌تر به گوش‌ها ننشسته باشد. خشنود با شناخت قبلی از جنس صدای رویگری، حزن و قدرت نهفته در گلوی او را بهترین ابزار برای روایت حماسه «الله الله» یافت؛ انتخابی که تاریخ درستی آن را ثابت کرد.

رویگری در حالی پیشنهاد خواندن این سرود را پذیرفت که در ابتدای مسیر شهرت در سینما بود و انجام چنین کاری در آن روزهای پرخطر، یک ریسک بزرگ محسوب می‌شد. با این حال، او با گرمی از این پیشنهاد استقبال کرد تا صدایش برای همیشه در حافظه جمعی ایرانیان ماندگار شود. قطعه‌ای که حسی فراتر از یک نت ساده موسیقی داشت و با گوشت و پوستِ لحظات تاریخی ایران عجین گشت.

پیش از ضبط، خشنود آیه‌ای از قرآن (فـّصت: ۳۰) را با ترجمه‌ای حماسی برای رویگری آماده کرده بود تا در ابتدای اثر بخواند؛ بخشی که بشارتی بود بر پایداری بر ایمان. پس از ضبطِ بدنه اصلی، خشنود از رویگری خواست تا بخش‌هایی از اذان را هم با همان لحنِ شورانگیز اجرا کند.
موفقیت بی‌نظیر «الله الله» نه‌تنها این قطعه را به شناسنامه هنری رویگری تبدیل کرد، بلکه مسیری را گشود که او پایش را به دنیای حرفه‌ای موسیقی پاپ گذاشت. این علاقه که از آن شب‌های پنهانی در زیرزمین آغاز شده بود، در دهه‌های بعد به انتشار آلبوم‌های خاطره‌انگیزی همچون «از عشق گفتن»، «غوغا» و در نهایت «کازابلانکا» ختم شد؛ آثاری که با همراهی اساتیدی چون حسن ناهید و امید سیاره، نام رویگری را به عنوان صدایی خاص در حافظه شنیداری ایرانیان ثبت کرد.

چه روایت تکان‌دهنده و نابی از تولد یکی از ماندگارترین سرودهای تاریخ معاصر ایران! این خاطرات فریدون خشنود، لایه‌های پنهانی از ساخت قطعه «الله الله» را فاش می‌کند که شبیه به یک سناریوی سینمایی پرتعلیق است.

فریدون خشنود، آهنگساز پیشکسوت، با یادآوری روزهای پرالتهاب اواخر دهه ۵۰، از لحظاتی می‌گوید که رضا رویگریِ جوان و ناشناخته به خانه‌اش آمد تا برای پروژه‌ای تمرین کند که هیچ‌کس عاقبتش را نمی‌دانست. خشنود روایت می‌کند: «رضا وقتی می‌خواند، اشک در چشمانش حلقه می‌زد.» اما ضبط این اثر نه در تالارهای مجلل، که در فضایی آکنده از ترس و محدودیت کلید خورد؛ جایی که استودیوها یکی پس از دیگری از همکاری طفره می‌رفتند.
سرانجام رحیم شب‌خیز، مدیر وقت یک استودیوی کوچک در دل یک پاساژ، خطر را پذیرفت، اما با یک شرط: «ضبط فقط شب‌ها، پس از بسته‌شدن درهای پاساژ.» خشنود از چالش‌های عجیب آن شب می‌گوید: «ارکستری در کار نبود. نگران بودم که بدون سازها چطور کار را ضبط کنیم. با سختی فراوان، مقداری زنجیر، طبل و سنج تهیه کردم و آن‌ها را در گونی ریختم. خیابان‌ها مملو از مأمور بود و حمل این ابزارها جرم محسوب می‌شد. حتی یک‌جا مأموران ما را دیدند، اما با هر جان‌کندنی بود، گریختیم و خود را به استودیو رساندیم.»
پس از اعلام حکومت‌نظامی و قفل شدن درهای پاساژ، عملیات ضبط آغاز شد. خشنود ملودی را با پیانو می‌نواخت و رویگری از پشتِ هدفون روایت را آغاز کرد. از آنجایی که دسترسی به گروه کر امکان‌پذیر نبود، فریدون خشنود و رضا رویگری خودشان جای تمام اعضای گروه کر ایستادند و چندین بار متن را تکرار کردند تا صدا حجم پیدا کند. صدای زنجیری که در اثر می‌شنوید، حاصل ایستادن و زنجیر زدن‌های مداوم خشنود است تا آن حسِ کوبنده و «لوپ» مانند ایجاد شود. این شاهکار ملی در واقع ثمره تلاش تنها سه نفر بود: خشنود (آهنگساز)، رویگری (خواننده) و شب‌خیز (صدابردار).

کارنامه موسیقایی رضا رویگری در دورانی شکل گرفت که بازار محصولات فیزیکی موسیقی، روزهای پررونقی را پشت سر می‌گذاشت. حضور چهره‌های شاخصی چون علی تفرشی، کورش و بهداد بابایی، عماد و فواد توحیدی به‌همراه استادانی نظیر محمود فرهمند و وحید اسدالهی در پروژه‌های او، نشان از جدیت وی در این عرصه داشت. آلبوم‌هایی که با قطعات خاطره‌انگیزی همچون «نوایی»، «عاشق سرگشته»، «شادآمدی» و «وا دل من» توانستند اقبال نسبی و گرم مخاطبان آن زمان را به دست آورند.
رویگری پس از تجربه موفق آلبوم «غوغا» به آهنگسازی خودش و تنظیم بابک شهرکی، در اوایل دهه نود خبر از انتشار اثری متفاوت به نام «کازابلانکا» داد. او که قصد داشت با ترانه‌سرایان جوانی چون یغما گلرویی و ترانه مکرم همکاری کند، نامی سینمایی را برای آلبومش برگزید. اما مسیر انتشار این اثر هموار نبود و دو سال زمان برد تا سرانجام در اردیبهشت ۹۲ با عنوان فرعی «مرد صحنه» روانه بازار شود. او در همان مقطع با خستگی از فرآیند دشوار تولید آلبوم یاد کرد و گفت که شاید دیگر توان طی کردن چنین مسیر پرانرژی را نداشته باشد و تنها به انتشار تک‌آهنگ بسنده کند.
انتشار «کازابلانکا» و اجرای چند کنسرت محدود در سالن میلاد، آخرین پرده از فعالیت‌های رسمی او در بازار موسیقی بود؛ دورانی که خالی از حاشیه نبود و بحث‌هایی پیرامون حقوق مادی و معنوی ترانه‌ها در رسانه‌ها مطرح شد. با این حال، بسیاری از منتقدان بر این باور بودند که لحن و رنگ صدای رویگری چنان منحصر‌به‌فرد است که اگر بازیگری را ادامه نمی‌داد، می‌توانست به عنوان یکی از چهره‌های جریان‌ساز موسیقی پاپ تثبیت شود.

رویگری
اعترافی صادقانه: «خوانندگی کار اصلی من بود»

بخش تکان‌دهنده روایت زندگی رویگری، اعتراف او به اولویت استعداد موسیقایی‌اش بر بازیگری است. او در گفتگوهای پایانی خود با صراحت اعلام کرد: «من سال‌ها پیش از بازیگری، خواننده بودم؛ استعدادی که خداوند به من عطا کرده بود. شاید در بازیگری به اندازه خوانندگی بااستعداد نبودم و برای رسیدن به جایگاهم در سینما رنج زیادی کشیدم، اما در موسیقی با کمترین تلاش، بیشترین بازخورد را می‌گرفتم.»
او خود را محصول «صدای خوب» می‌دانست و معتقد بود همین ویژگی صوتی، او را به دنیای تئاتر و همکاری با بزرگانی چون ناصر چشم‌آذر و منصور تهرانی در پیش از انقلاب سوق داد. رویگری با نگاهی نقادانه به ورود همکارانش به عرصه موسیقی، خاطرنشان می‌کرد که برخی بازیگران نگاهی ابزاری به موسیقی دارند و می‌خواهند خلأهای هنری خود را در این حوزه جبران کنند، غافل از آنکه ماندگاری در موسیقی نیازمند چیزی فراتر از شهرت تصویری است.
این متن ترکیبی از تاریخ‌نگاری آثار و واکاوی دیدگاه‌های شخصی هنرمندی است که تا آخرین لحظات، خود را بیش از هر چیز، فرزند دنیای «آوا و نوا» می‌دانست.
لینک کوتاه : https://rhythm.news/?p=8149

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.