به گزارش خبرگزاری ریتم؛ ماجرای فراخوانی که برای طراحی پوستر چهلویکمین جشنواره موسیقی فجر منتشر شد، این روزها به یکی از بحثبرانگیزترین حاشیههای این رویداد بدل شده است؛ فراخوانی که در شهریورماه منتشر شد و قرار بود پوستر جشنواره از میان آثار رسیده انتخاب شود، اما در عمل چنین اتفاقی رخ نداد.
در حالی که شرکتکنندگان منتظر اعلام نتایج و معرفی برگزیدگان بودند، مسئولان جشنواره موسیقی فجر بهیکباره پوستر نهایی را که به هنرمندی از آذربایجان شرقی سفارش داده شده بود، رونمایی کردند. همین موضوع باعث شد برخی از هنرمندان شرکتکننده در فراخوان پوستر جشنواره نسبت به این روند معترض شوند و این رفتار را نوعی بیاحترامی وزارت فرهنگ به خود تلقی کنند. آنها تأکید دارند که باید روند حرفهای انتشار فراخوان رعایت و برگزیدگان معرفی و جوایز وعدهدادهشده نیز اهدا شود.
برای واکاوی ابعاد مختلف این ماجرا، به سراغ آیدین مهدیزاده، مدیرکل دفتر هنرهای تجسمی رفتیم و پرسشهایی را درباره فراخوان و روند انتخاب پوستر جشنواره موسیقی فجر با او در میان گذاشتیم؛ آنچه در ادامه میخوانید، حاصل این گفتوگوست.
او در توضیح همکاری مرکز هنرهای تجسمی با دفتر موسیقی وزارت فرهنگ میگوید: اوایل تابستان در جلسهای با دوستان دفتر موسیقی حاضر بودیم. مدنظر آنها این بود که مجموعهای از ایدهها را برای پوستر جشنواره در اختیار داشته باشند. این روند چندان متداول نیست، چرا که معمولاً رویدادها دبیر هنری دارند و دبیر هم طراحی پوستر را به یک هنرمند مشخص میسپارد. اما دوستان دفتر موسیقی میخواستند سطح مشارکت را بالا ببرند و معتقد بودند فضای پوسترهای جشنواره موسیقی فجر تکراری شده است. این نوع نگاه فینفسه رویکرد مثبتی است و قصدشان این بود که از طریق انتشار فراخوان طراحی پوستر، اثری متفاوت برای جشنواره امسال داشته باشند.
به گفته او، در نهایت قرار بر این میشود که دفتر هنرهای تجسمی در تنظیم متن فراخوان با دفتر موسیقی همکاری کند و این کار توسط مؤسسه توسعه هنرهای تجسمی انجام میشود تا فراخوان در حرفهایترین شکل ممکن طراحی شود.
مهدیزاده در بخش دیگری از سخنان خود به میزان مشارکت در این فراخوان اشاره میکند و میگوید باید بررسی شود چرا با وجود دیدهشدن گسترده پوستر جشنواره موسیقی فجر، استقبال از این فراخوان کم بوده است، در حالی که حتی مهلت ارسال آثار نیز تمدید شده بود. او تأکید میکند که از جزئیات دقیق تعداد آثار رسیده و روند داوری آگاه نیست، اما دفتر موسیقی اعلام کرده که حدود چهل پوستر برای این فراخوان ارسال شده است.
او توضیح میدهد: تا جایی که در جریان هستم، حدود چهل فایل دریافت شده که برخی از آنها در حد اتود بوده و اغلب قابل ارائه نبودهاند. به باور او، اگرچه این فراخوان در محافل تخصصی گرافیک و میان هنرمندان منتشر شده، اما احتمالاً در حوزه اطلاعرسانی میشد دقیقتر عمل کرد، چرا که خودش نیز انتظار مشارکت بیشتری داشته است.
در ادامه، او یادآور میشود که دفتر هنرهای تجسمی بهصورت اجرایی وارد عمل نمیشود و نقش مشاورهای داشته است و تنظیم نهایی فراخوان توسط مؤسسه توسعه هنرهای تجسمی صورت گرفته است. درباره روند بررسی آثار نیز توضیح میدهد که کارشناسانی که آثار را دیدهاند، از سوی خود دفتر موسیقی انتخاب شدهاند و مرکز هنرهای تجسمی در انتخاب این کارشناسان نقشی نداشته است.
در پاسخ به این پرسش که با وجود اعلام همکاری میان دفتر موسیقی و دفتر هنرهای تجسمی، چگونه انتخاب و بررسی آثار بدون حضور کارشناسان هنرهای تجسمی انجام شده است، مهدیزاده میگوید: ذهنیت بر این است که وقتی برای جشنوارهای دبیری انتخاب میشود، تصمیمهایی از این دست معمولاً توسط دبیر یا شورای سیاستگذاری اتخاذ میشود و لزوماً همه انتخابها در سطحی نیست که حتماً باید توسط مرکز هنرهای تجسمی انجام شود.
با این حال، او به این نکته هم اشاره میکند که انتشار فراخوان، تعهدی در قبال هنرمندان ایجاد میکند و اگر کیفیت آثار در حد مطلوب نبوده، لازم است این موضوع بهطور شفاف به اطلاع عموم مردم و شرکتکنندگان برسد. او تأکید میکند: حتماً باید گزارشی از این فراخوان ارائه شود؛ اینکه چند اثر رسیده، کیفیت آثار چگونه بوده، چه تعداد اثر قابل بررسی بوده و چه تصمیمی برای آنها گرفته شده است.
برای روشنتر شدن موضوع، او به نمونهای از تجربههای مشابه اشاره میکند: برای فیلم «محمد» ساخته مجید مجیدی، مسابقهای برای طراحی لوگوی اسم فیلم برگزار شد. در آن دوره، برای نفر برگزیده ۱۵ میلیون تومان جایزه تعیین شد و حدود ۳ هزار اثر ارسال شد. در نهایت نفرات برتر معرفی و جوایز پرداخت شد، اما مجیدی از هیچکدام از آثار برای فیلم استفاده نکرد. با این حال، اعتراضی از سوی هنرمندان شکل نگرفت، چون برگزارکنندگان به تعهدات فراخوان عمل کرده بودند.
او با همین منطق تأکید میکند که در ماجرای پوستر جشنواره موسیقی فجر نیز باید رفتاری حرفهای با هنرمندان شکل بگیرد و مسئولان جشنواره حق ندارند با هنرمندانی که برای این فراخوان وقت و انرژی صرف کردهاند، برخوردی زننده و غیرحرفهای داشته باشند. به اعتقاد او، بخشی از احترام به هنرمندان در عمل به تعهدات فراخوان تجلی پیدا میکند؛ از جمله برگزاری نمایشگاهی از آثار رسیده، اعلام عمومی نتایج، ارائه گزارش روند داوری و حتی صدور گواهی یا تقدیرنامه برای شرکتکنندگان و دعوت از آنها برای حضور در برنامههای جشنواره.
مهدیزاده میگوید حق مخاطبان و هنرمندان است که بدانند نتیجه فراخوان چه شده و چه آثاری به جشنواره ارسال شده است. از نگاه او، شفافیت در این زمینه میتواند اعتماد هنرمندان به فراخوانهای بعدی وزارت فرهنگ را حفظ کند.
در بخش دیگری از گفتوگو، او به رونمایی از پوستر نهایی چهلویکمین جشنواره موسیقی فجر اشاره میکند؛ پوستری که حاصل سفارش به هنرمندی در آذربایجان شرقی بوده است. او توضیح میدهد که در مرکز هنرهای تجسمی جلسه مشورتی مشخصی درباره طراحی این پوستر برگزار نشده، اما خودش شخصاً پوستر را دیده و معتقد است پوستر خوبی است؛ هرچند همیشه جا برای بهترشدن وجود دارد. با این حال، از نظر او این پوستر در شأن جشنواره موسیقی فجر هست، اما لازم است مشخص شود که این اثر چقدر از مرور آثار رسیده به فراخوان تأثیر گرفته و آیا اصولاً آثار شرکتکنندگان بهطور جدی بررسی شدهاند یا نه. او تأکید میکند: حداقل باید آثار رسیده را دید تا بدانیم به چه آثاری گفتهایم نه!























