به گزارش خبرگزاری ریتم؛ کتاب «قوانین اجرای موسیقی باروک» نوشتهی ژانکلود ویان، با ترجمهی آرش احمدزاده و به همت انتشارات پارت در ۱۶۸ صفحه منتشر شده و اکنون در دسترس علاقهمندان به موسیقی کلاسیک و اجراهای مبتنی بر آگاهی تاریخی قرار دارد.
ویان در این کتاب با تکیه بر بیستوپنج رسالهی دستاول از نظریهپردازان و آهنگسازان برجستهای چون باخ، بروسار، کوپرَن، کوانتز، رامو و روسو، مجموعهای از اصول و رهنمودهای عملی را گردآوری کرده است؛ رهنمودهایی که به نوازندگان امروز کمک میکند نتنوشتههای موجز آن دوره را در پرتو «ذوقِ خوب» و سنتهای اجرایی زمانهی خود بازخوانی و تفسیر کنند.
این اثر با نگاهی تحلیلی و تاریخی، به مباحث بنیادینی همچون نشانههای میزان و خصلتهای آنها، جملهبندی و آرتیکولاسیون (از جمله سکوت، نتهای نابرابر، دونقطه و روباتو)، آرایهها و تزئینات فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی، و نیز طبقهبندی تمپوها و ویژگیهای آریاها و رقصها میپردازد. ویان در خلال این مباحث میکوشد پیوندی میان منابع نظری و تجربهی عملی نوازندگان برقرار کند تا خواننده بتواند آنها را در اجرای واقعی به کار گیرد.
در مواردی که منابع تاریخی همداستان نیستند، ویان ضمن ارائهی دیدگاه رایجتر، دیدگاههای بدیل را نیز طرح و بررسی میکند. او در این کتاب از یک شیوهی واحد و مطلقِ «صحیح» سخن نمیگوید، بلکه مجموعهای از قواعد و قراردادها را پیشنهاد میکند که چارچوبی منعطف برای «اجرا با آگاهی تاریخی» در اختیار نوازندگان میگذارد و به آنها امکان میدهد با درک بهتر زمینهی تاریخی، به خوانشهای شخصیتر و خلاقانهتر دست یابند.
حاصل این پژوهش فشرده، مرجعی عملی و قابل اعتماد است که هم برای پژوهشگران و دانشجویان موسیقیشناسی سودمند خواهد بود و هم برای نوازندگانی که به احیای شیوههای اجرایی باروک و نزدیک شدن به فضای صوتی آن دوران علاقهمندند.
همچنین کریستوف فریش، استاد دانشگاه سوربن، به مناسبتِ انتشار ترجمهی فارسی این کتاب، یادداشتی کوتاه بر آن نوشته است.
در بخشی از این مقدمه میخوانیم:
«ترجمهی اثر یک متخصص به زبانی دیگر همواره شگفتانگیز و دلگرمکننده است و از اینرو باید تلاش آرش احمدزاده را ستود. اهمیت اثر حاضر از مرز یک پژوهش صرفاً فنی فراتر میرود، چرا که موسیقی را با اندیشهی انسانی پیوند میزند. موسیقی، همچون هر دانش دیگر، برای بررسی همهجانبه نیازمند دانشی است که بتوان آن را با استدلال و سند به بحث گذاشت و زیر سؤال برد. از این رو، هرگاه قصد اجرای موسیقی گذشتگان را داریم، ناگزیر باید بیاموزیم اثر را با در نظر داشتن بسترِ دانش و مهارتهای موسیقیدانان زمانهی خودشان – که با موسیقیدانان امروزی کاملاً متفاوتاند – رمزگشایی کنیم. باید به یاد داشت که نمیتوان قوانین یک دوره را بیکموکاست در دورهای دیگر به کار بست؛ چرا که یک نشانهی موسیقایی در صفحهی نت، در زمان و مکان دیگر، معنایی دیگر پیدا میکند.»
این کتاب برای مخاطبانی که به مباحث تئوریک، تاریخ اجرا و شناخت ظرایف موسیقی باروک علاقه دارند، میتواند راهنمایی جدی و الهامبخش به شمار آید.























