رازهای مگو از زندگی محمد نوری؛ چرا صدای او تکرار نشد؟ | جزئیات
به گزارش خبرگزاری ریتم؛ محمد هدایت نوری، مشهور به محمد نوری، در یکم دیماه سال ۱۳۰۸ در شهر زیبای رشت متولد شد. او که امروزه به عنوان یکی از پیشگامان جریانساز پاپ فاخر محمد نوری و موسیقی فولکلور مدرن در ایران شناخته میشود، فعالیت حرفهای خود را در دهه ۱۳۲۰ آغاز کرد. این دوران همزمان با ورود فناوریهای نوینی مانند رادیو و صفحات گرامافون بود که تفکر موسیقایی نسل جوان آن روزگار را به کلی دگرگون ساخت.
نوری تحصیلات آکادمیک خود را در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تهران به پایان رساند. او همزمان در دانشکده علوم اجتماعی به تحصیل در رشته تئاتر پرداخت. جالب است بدانید خانه او واقع در نبش کوچه هجرتی در خیابان نظامالملک، یکی از پاتوقها و کانونهای اصلی تلاقی اتفاقات فرهنگی و هنری برجسته آن دوران به شمار میرفت.
این هنرمند خلاق در دوران نوجوانی با خواندن اشعار نوین روی ملودیهای غربی و قطعات کلاسیک آوازی، راهی کاملاً متمایز را در پیش گرفت. او در سال ۱۳۳۹ به عنوان بازیگر در نمایش معروف «بلبل سرگشته» به نویسندگی علی نصیریان روی صحنه رفت که نشاندهنده پیوند عمیق او با هنرهای نمایشی است. پس از انقلاب سال ۱۳۵۷، نوری برای مدتی سکوت پیشه کرد؛ اما در سال ۱۳۶۸ با آلبوم بینظیر «در شب سرد زمستانی» که حاصل همکاری مشترک او با فریبرز لاچینی و احمدرضا احمدی بود، پرقدرت به عرصه هنر بازگشت. این بازگشت با استقبال بینظیری روبهرو شد و او تا پایان عمرش در سال ۱۳۸۹، بیش از ۳۰۰ قطعه آوازی ماندگار خلق کرد که منشأ تحولات بزرگی در موسیقی ایران شد.
دانش هنری و شبکه استادان تراز اول
فهم محمد نوری از هنر آواز، فهمی کاملاً علمی و جامعهشناختی بود. او موسیقی را زبانی جهانی میدانست که به تمام بشریت تعلق دارد و همواره در زندگی شخصی و هنری خود به این اصل پایبند بود. نوری فراتر از یک خواننده، مدرسی دلسوز بود که به شاگردانش علاوه بر تئوری موسیقی، «جامعهشناسی صدا» را نیز آموزش میداد تا هویت مستقل خود را پیدا کنند.
نظام آموزشی این استاد بزرگ بر پایه شبکهای قدرتمند از اساتید تراز اول ایران بنا شده بود. او اصول آواز ایرانی را نزد استاد اسماعیل مهرتاش فراگرفت. بهروز رضوی، گوینده فقید و برادرش بهزاد رضوی که هر دو از شاگردان نزدیک مهرتاش بودند، بارها اشاره کرده بودند که محمد نوری یکی از بهترین دورانهای هنری خود را در کلاسهای استاد مهرتاش سپری کرده است؛ تا جایی که شادروان رضوی همواره آرزوی همکاری با نوری را در دل داشت.
علاوه بر این، نوری تئوری موسیقی، سلفژ و پیانو را نزد اساتید برجستهای همچون سیروس شهردار، فریدون فرزانه و مصطفی کمال پورتراب آموخت. بر اساس گفتگوهای ثبتشده با استاد پورتراب، او همواره از اشتیاق بیحدومرز و ذوق سلیم محمد نوری در یادگیری مباحث علمی موسیقی با نیکی یاد میکرد.
نقش اولین باغچهبان و فاخره صبا در پرورش صدای نوری
نقطه عطف دانش آوازی نوری، شاگردی نزد اِولین باغچهبان (مربی آواز و خواننده اپرا) و فاخره صبا (نخستین زن اپراخوان ایران) بود. فاخره صبا در سال ۱۳۷۹ در منزل خانم منتخب صبا اعلام کرده بود: یکی از بهترین شاگردان من محمد نوری بود و از همان ابتدا مشخص بود که سبک و شیوهای کاملاً خاص در این جوان گیلانی در حال شکلگیری است.
آموزشهای علمی این دو استاد بزرگ، تأثیرات عمیقی بر تکنیک آوازی نوری گذاشت که میتوان آنها را در چند بخش خلاصه کرد:
کشف وسعت صدا: نوری برای پرورش علمی صدای خود به کلاسهای اولین باغچهبان رفت و توانست جایگاه درست صدای خود را در محدوده باس-باریتون شناسایی کند.
آموزش آواز کلاسیک و اپرا: این آموزشها باعث شد شیوه خوانندگی او با استانداردهای اپرایی پهلو بزند، در حالی که همزمان توانایی اجرای لطیف ترانههای محلی را نیز داشت.
تکنیک تنفس و مدیریت حنجره: نوری آموخته بود چگونه بدون فشار آوردن به حنجره و فریاد زدن در نتهای بالا، با لطافت و نرمی خاصی بخواند.
همگامسازی قواعد غربی با هویت ایرانی: او تکنیکهای آواز کلاسیک غربی را در اجرای قطعات فولکلور و پاپ ایرانی به کار گرفت و به آثارش غنا بخشید.
پایهگذاری پاپ فاخر: این دانش آکادمیک زیربنای سبکی شد که امروزه از آن به عنوان پاپ فاخر محمد نوری یاد میشود.
تأثیر این اساتید باعث شد نوری در آهنگسازی و تنظیم آثارش، خود را پیرو مکتب حسین اصلانی و ناصر حسینی بداند. او در سالهای پس از انقلاب نیز با همکاری نزدیک با محمد سریر، آثاری با هارمونیهای پیشرفته و ارکستراسیون دقیق خلق کرد.
مفهوم جامعهشناسی صدا در مکتب آموزشی نوری
مفهوم «جامعهشناسی صدا» در روش تدریس محمد نوری، فراتر از آموزشهای فنی صرف بود. به گفته محمد وافری، خواننده و از شاگردان استاد نوری، این رویکرد شامل اصول زیر میشد:
حذف صدای تقلیدی: نوری در گام اول تلاش میکرد تا عادت تقلید از صدای اساتید را از هنرجو بگیرد.
کشف هویت مستقل صوتی: او به هنرجویان کمک میکرد تا وسعت واقعی و هویت منحصربهفرد صدای خود را کشف کنند.
تأکید بر شعار «خودت باش»: او همواره از شاگردانش میخواست که در خواندن کاملاً خودشان باشند و از شبیهسازی صدای دیگران پرهیز کنند.
پیوند با سواد هنری و درک کلام: نوری معتقد بود خواننده باید علاوه بر صدای خوش، سواد موسیقی و درک عمیقی از ادبیات داشته باشد تا کلام را با هویت شخصی به مخاطب منتقل کند.
مقایسه سبک آوازی نوری با بزرگان موسیقی جهان
صدای نوری در محدوده باس-باریتون (و به تعبیری تنور) دارای طنینی بود که سختگیرترین موسیقیدانان را مجذوب میکرد. برای درک بهتر جایگاه او، میتوان سبک وی را با سه تن از بزرگان جهان مقایسه کرد:
مقایسه با لوچیانو پاواروتی: اگرچه پاواروتی در اپرای محض فعالیت داشت، اما نوری استانداردهای تنفس و خروج صدای اپرایی را در خدمت موسیقی ملی و مردمی قرار داد.
مقایسه با خوانندگان لید (Lieder) اروپایی: نوری مانند خوانندگان آثار شومان یا شوبرت، اولویت را به شعر و کلام میداد و معنای کلمات را با فراز و فرودهای صوتی ترکیب میکرد.
مقایسه با حسین سرشار: نوری برعکس سرشار که مستقیماً در اپرا درخشید، از تکنیکهای آکادمیک برای بازتعریف موسیقی عامهپسند استفاده کرد تا ثابت کند با دانش آوازی میتوان اثری ماندگار خلق کرد.
ویژگیهای شاخص پاپ فاخر محمد نوری
اصطلاح پاپ فاخر محمد نوری به معنای ارتقای موسیقی پاپ از یک کالای تجاری به هنری اندیشمندانه و علمی است. ویژگیهای اصلی این سبک عبارتند از:
استحکام فنی و مبانی علمی: آثار او دارای ارکستراسیون دقیق و ساختار ارکسترال شبیه به موسیقی کلاسیک بودند.
اولویت کلام و پیوند با ادبیات: در این سبک، شعر بر ملودی برتری دارد و مخاطب را به تفکر وامیدارد؛ برعکس موسیقی تجاری امروز که از ادبیات تهی است.
تلفیق هوشمندانه ریشهها: پیوند نغمات بومی ایران با هارمونیهای پیشرفته غربی بدون آسیب به اصالت ایرانی اثر.
پرهیز از پوچی و ابتذال: نوری در برابر موج موسیقیهای پوچ ایستادگی کرد و معتقد بود هنرمند نباید به بهانه «خواست مردم» کارهای کلیشهای ارائه دهد. متأسفانه امروزه این رویکرد تجاری بلای جان رسانهها شده است.
تکیه بر سواد هنری: تکیه بر دانش آکادمیک به جای حنجرهنوازی صرف، که باعث تحسین آثار او توسط ارکسترهای سمفونیک بینالمللی شد.
ملیگرایی و تم میهنی: خلق قطعات حماسی مانند «سفر برای وطن» و «ای ایران، ایران» که در حافظه جمعی ایرانیان جاودانه شدهاند.
موسیقی محلی و جاودانگی صدای اصالت
یکی از درخشانترین ابعاد هنری نوری، توانایی بیبدیل او در اجرای ترانههای محلی گیلکی، آذری و شیرازی مانند «جان مریم»، «شالیزار» و «جمعه بازار» بود. قطعه «جان مریم» او حتی در رپرتوار ارکستر سمفونیک مونترال کانادا جای گرفت.
یگانگی نوری حاصل اخلاق حرفهای او (عدم معامله هنر با تجارت و برگزاری کنسرتهای خیریه برای بیماران سرطانی در دوران بیماری خودش) و میهنپرستی عمیق او بود. او در سال ۱۳۸۵ به عنوان «چهره ماندگار موسیقی» برگزیده شد و سرانجام در ۹ مرداد ۱۳۸۹ دار فانی را وداع گفت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت. صدای او همواره به عنوان «صدای اصالت و نجابت» جاودان خواهد ماند؛ صدایی که با شنیدن قطعاتی چون «جینگ و جینگ ساز…» هر شنونده صاحبذوقی را به احترام وامیدارد.























