تکآهنگ گلهای باران خورده علیرضا قربانی منتشر شد | جزئیات
به گزارش خبرگزاری ریتم؛ علیرضا قربانی در تازهترین اقدام هنری خود، قطعهای احساسی را به مخاطبانش تقدیم کرد که بازتابدهنده حس و حال روزهای اخیر اوست. این اثر که با شور و اشتیاق برای تجدید دیدار با شنوندگان خلق شده، اکنون در تمامی پلتفرمهای معتبر موسیقی داخلی و جهانی در دسترس قرار دارد.
جزئیات تولید و تیم سازنده
تکآهنگ «گلهای باران خورده» حاصل همکاری تیمی از هنرمندان برجسته است. سرودهی این اثر توسط «محمدسعید میرزایی» به رشته تحریر درآمده و آهنگسازی آن بر عهده «علیرضا افکاری» بوده است. همچنین برای رسیدن به کیفیت صوتی مطلوب، مراحل میکس و مسترینگ این قطعه توسط «آرش پاکزاد» انجام شده است. تولید این اثر با حمایت «آهنگ اشتیاق» و «شهر آفتاب» به ثمر رسیده است.
پیام علیرضا قربانی به مخاطبان
قربانی همزمان با انتشار این اثر در صفحه شخصی خود در فضای مجازی، متنی صمیمانه را خطاب به همراهانش نوشت. او در این نوشته اشاره کرد که این اثر نتیجه چند ماه تلاش تیم کاری اوست و با حال و هوایی ساخته شده که با احساسات فعلی او همسو است. او در بخشی از پیام خود نوشت: «تقدیم شمایی که عشق به حضور و همراهیتان در همه روزهای سخت ما را یاری رساند که ناامید نشویم، زانو نزنیم و بر عهدمان با شما بمانیم.»
تداوم تور کنسرت «ایرانم» و مقصد بعدی
انتشار این تکآهنگ در حالی صورت میگیرد که علیرضا قربانی در حال برگزاری تور کنسرت «ایرانم» در شهرهای مختلف کشور است. او پس از میزبانی گرم و باشکوه مردم تبریز، اعلام کرد که در تدارک سفر به شهر شیراز است تا بار دیگر با مردم نازنین این دیار دیدار کند و این تجربه موسیقایی را به اشتراک بگذارد.
تحلیل ترانه؛ روایت از دوری و بغض
متن ترانه «گلهای باران خورده» روایتی غمانگیز از فقدان، سکوت و خاطراتی است که با باران گره خوردهاند. در این شعر، شاعر از تضاد میان خندههای بیدلیل و گریههای بیبهانه میگوید و در نهایت، به تصمیمی دشوار میان عادت کردن به بغض یا سپردن خاطرات به دریا میرسد.
متن کامل ترانه «گلهای باران خورده»
ای که در شبهایِ دوری گریه میکردی برایم
رفتی و بعد از تو دنیا غرق شد در گریههایم
بی تو آوازی دلم را پر نخواهد داد دیگر
بی تو حتی شوقِ خواندن مرده دیگر در صدایم
بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه
خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه
گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست
باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه
یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را
تا به کی باید به یاد روزهای رفته باشم
بعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرم
یا به شوقِ لحظهی برگشتنت عاشق بمانم
یا شبی در آخرین رویای غمگینم بمیرم
بی تو آغاز سکوتم، بی تو پایان ترانه
خندههایم بیدلیل و گریههایم بیبهانه
گرچه دیگر هستیام را شوق دیداری نماندهست
باید از باران بگیرم خاطراتِ مردهام را
یا که عادت میکنم با بغضِ گلدان پشت شیشه
یا به دریا میدهم گلهای بارانخوردهام را























