به گزارش خبرگزاری ریتم؛ در سالهای اخیر، کنسرتهای موسیقی به یکی از پرهزینهترین تفریحات فرهنگی تبدیل شدهاند؛ بلیتهایی با قیمتهای چندصدهزار تا چندمیلیونی که اغلب در زمانی کوتاه به فروش میرسند و سالنهایی که در ظاهر پر هستند. اما در پس این ظاهر پررونق، پرسشی جدی شکل گرفته است: آیا مخاطب امروز برای شنیدن موسیقی زنده به کنسرت میرود یا برای ثبت تصویری که قرار است در شبکههای اجتماعی دستبهدست شود؟افزایش قیمت بلیتها، همزمان با تکرار الگوهای اجرایی، افت کیفیت برخی اجراهای زنده و تغییر رفتار مخاطبان، کنسرت را از یک «تجربه شنیداری» به یک «رویداد نمایشی» نزدیک کرده است؛ رویدادی که در آن، موبایلها بالا میروند و گوشها پایین میآیند.
بلیتهای گران، انتظارهای بزرگ
وقتی مخاطب برای حضور در یک کنسرت هزینهای قابل توجه پرداخت میکند، انتظارش صرفاً دیدن خواننده محبوبش از نزدیک نیست؛ او کیفیت صدا، تنظیم متفاوت نسبت به نسخه استودیویی، اجرای زنده واقعی و حتی تعامل صادقانه با گروه اجرایی را طلب میکند. با این حال، بسیاری از مخاطبان پس از پایان کنسرتها، از فاصله محسوس میان هزینه پرداختشده و کیفیت دریافتی سخن میگویند.
این نارضایتیها بیش از هر چیز، متوجه یکنواختی اجراهاست؛ قطعاتی که بدون تغییر محسوس، دقیقاً با همان ساختار آلبوم یا تکآهنگ روی صحنه اجرا میشوند و حتی در مواردی، شائبه استفاده از پلیبک یا اجرای حداقلی زنده را به همراه دارند.
افت کیفیت؛ از صدا تا اجرا
یکی از اصلیترین انتقادها به کنسرتهای امروز، به کیفیت فنی اجرا بازمیگردد. صدابرداری نامناسب در برخی سالنها، عدم توازن میان سازها، ضعف در مانیتورینگ و گاه بیتوجهی به آکوستیک فضا، تجربه شنیداری مخاطب را مخدوش میکند. در چنین شرایطی، اجرای زنده نهتنها برتریای نسبت به نسخه ضبطشده ندارد، بلکه گاه کیفیتی پایینتر ارائه میدهد.
از سوی دیگر، محافظهکاری خوانندگان و گروههای اجرایی نیز به این افت دامن زده است؛ اجرای امن، بدون ریسک، بدون بداهه و بدون تجربه تازه. گویی کنسرت بیش از آنکه میدان خلاقیت باشد، به تکرار فرمولهای امتحانپسداده تبدیل شده است.
کنسرت یا ویترین شبکههای اجتماعی؟
رفتار مخاطبان نیز در سالهای اخیر تغییر محسوسی داشته است. موبایلهایی که بخش قابل توجهی از زمان اجرا بالا هستند، فیلمبرداریهای طولانی و تمرکز بر ثبت لحظه بهجای زیستن در آن، فضای کنسرت را دگرگون کردهاند. برای بخشی از مخاطبان، حضور در کنسرت نه یک تجربه شنیداری، بلکه فرصتی برای تولید محتوا و نمایش سبک زندگی در شبکههای اجتماعی است.
این تغییر رفتار، بهتدریج بر خود اجراها نیز تأثیر گذاشته است؛ نورپردازیهای اغراقشده، تاکید بر جلوههای بصری و حتی طراحی صحنههایی که بیش از آنکه به شنیدن کمک کنند، برای دیدهشدن در قاب دوربینها طراحی شدهاند.
مجید کیانی، آهنگساز و نوازنده سنتور با اشاره به روند تجاریشدن کنسرتها گفت: «کنسرت زمانی نقطه اوج مواجهه مخاطب با موسیقی بود؛ جایی که شنونده با اجرای زنده، تفاوت و خلاقیت را تجربه میکرد. اما امروز در بسیاری از اجراها، تصویر بر صدا غلبه کرده و تجربه شنیداری به حاشیه رانده شده است.»
وی افزود: «وقتی قیمت بلیتها افزایش پیدا میکند اما کیفیت اجرا ثابت میماند یا حتی افت میکند، اعتماد مخاطب بهتدریج فرسوده میشود. این روند در بلندمدت به زیان موسیقی زنده خواهد بود، حتی اگر در کوتاهمدت سالنها پر بمانند.»
مخاطب چه میخواهد؟
پرسش اصلی اینجاست که مخاطب امروز از کنسرت چه میخواهد؛ شنیدن موسیقی با کیفیتی متفاوت از نسخه استودیویی، تجربهای جمعی و زنده، یا صرفاً ثبت یک خاطره تصویری؟ پاسخ به این پرسش، مسیر آینده کنسرتها را روشن میکند.
اگر کنسرتها به رویدادهایی صرفاً نمایشی فروکاسته شوند، پر بودن سالنها لزوماً نشانه موفقیت نخواهد بود. موسیقی زنده، زمانی معنا پیدا میکند که صدا دوباره در مرکز توجه قرار گیرد و اجرای زنده، چیزی فراتر از بازپخش آلبوم باشد.
صدا در مرکز یا سلفی در قاب؟
کنسرت هنوز میتواند تجربهای اصیل و ماندگار باشد؛ به شرط آنکه کیفیت اجرا، احترام به گوش مخاطب و جسارت هنری دوباره اولویت پیدا کند. در غیر این صورت، پرسش «صدا یا سلفی؟» همچنان بر سر کنسرتهای موسیقی سایه خواهد انداخت؛ پرسشی که پاسخ آن، آینده موسیقی زنده را رقم میزند.
منبع: فارس























