همکاری هادی منتظری با محمدرضا لطفی و گروه شیدا | جزئیات
به گزارش خبرگزاری ریتم؛ استاد محمدرضا لطفی از نگاه بسیاری از اهالی فن، نهتنها یک نوازنده چیرهدست، بلکه یکی از معدود چهرههای جریانساز تاریخ هنر ایران است. هادی منتظری، عضو باسابقه گروه شیدا، معتقد است که در موسیقی ما هنرمندان خوب فراوانند، اما چهرههایی نظیر استاد صبا، استاد پایور و روحالله خالقی که توانستند جریانی نو ایجاد کنند، انگشتشمارند و لطفی بیشک یکی از آنهاست.
آغاز مسیر و آشنایی با استادان بزرگ
منتظری با یادآوری دوران دانشجویی خود در دانشکده هنرهای زیبا میگوید: «زمانی که وارد دانشگاه شدم، در کنار کلاسهای تخصصی، در کلاسهای عمومی با استادان بزرگی آشنا شدم؛ از جمله استاد پرویز مشکاتیان، استاد پشنگ کامکار و استاد رضا درویشی.» او خاطرنشان کرد که در آن دوران، نخبگانی از سراسر ایران از جمله نیشابور، سنندج، شیراز و کرمانشاه در کنار هم گرد آمده بودند.
او درباره نحوه آشنایی با استاد لطفی میافزاید: «معلم ردیف من در ترم اول، مرحوم استاد جلال ذوالفنون بود. پس از پایان ترم، دکتر هرمز فرهت اعلام کردند که از ترم آینده استاد محمدرضا لطفی استاد ردیف شماست.» دقت و سختگیری لطفی از همان ابتدا نمایان بود؛ بهطوری که منتظری علیرغم کسب نمره بیست از ذوالفنون، مجبور شد دوباره ردیف شور را نزد لطفی تکرار کند.
پیشنهاد تاریخی: «کمانچه بزن»
یکی از نقاط عطف زندگی هنری هادی منتظری، پیشنهادی بود که لطفی در ۱۸ سالگی به او داد. منتظری در این باره میگوید: «ایشان حس و حال نوازندگیام را دید و پیشنهاد کرد که کمانچه بزنم. من تا آن زمان حتی کمانچه را از نزدیک ندیده بودم.» این پیشنهاد با معرفی منتظری به استاد اصغر بهاری تکمیل شد.
او از دیدار با استاد بهاری به عنوان یک تجربه جادویی یاد کرده و میگوید: «وقتی وارد کلاس شدم و استاد بهاری را دیدم، آنقدر انسان شفاف و کاریزماتیکی بودند که شیفته وجودشان شدم. همانجا با تمام وجود پذیرفتم که کمانچه بزنم.» وی سپس با سختی فراوان اولین ساز خود را تهیه کرد و فراگیری ردیف را بهطور جدی نزد محمدرضا لطفی و گروه شیدا دنبال نمود.
تشکیل گروه دانشکده و نخستین ضبط رادیویی
فعالیتهای حرفهای منتظری با تشکیل گروهی در دانشکده به همراه هنرمندانی چون جلیل عندلیبی و استاد منظمی وارد فاز جدیدی شد. ضبط قطعهای در برنامه «گلچین هفته» رادیو، باعث شد تا لطفی استعداد او را بیش از پیش کشف کند. منتظری با هیجان آن لحظه را چنین توصیف میکند: «آقای لطفی تا مرا دید گفت: آقا منتظری، اینجا چه کار میکنی؟ کمانچه این کار را تو زدی؟ گفتم بله. ایشان گفت: شنبه بیا سر گروه شیدا، آزمایشی.»
حضور در کنار بزرگانی چون محمدرضا شجریان و خانواده کامکارها، ابتدا برای منتظری با اضطراب همراه بود، اما تمرینات شبانهروزی و جدیت او باعث شد تا در گروه ماندگار شود. او حتی به یاد میآورد که لطفی به پاس تلاشهایش، یک کمانچه باارزش به او هدیه داد و گفت: «این کادو برای هادی منتظری، به خاطر زحماتی که کشیده.»
واقعه میدان ژاله و استعفا از رادیو
بخش مهمی از تاریخ فعالیت محمدرضا لطفی و گروه شیدا به وقایع انقلاب ۵۷ گره خورده است. منتظری میگوید قرار بود در ۲۱ شهریور ۵۷ برای کنسرت به مسکو بروند، اما واقعه میدان ژاله (شهدا) همه چیز را تغییر داد. او روایت میکند: «آقای لطفی عصبانی آمدند و گفتند: من سفر نمیروم؛ اگر میخواهید بروید، بروید. چون ایشان سرپرست ما بود، همه از جمله آقای شجریان پذیرفتیم که نرویم.»
این تصمیم منجر به استعفای دستهجمعی اعضای گروه از رادیو و آغاز دوران ضبط سرودهای انقلابی شد. منتظری در پایان با تاکید بر جایگاه والای معلمی لطفی میگوید: «لطفی جزو انگشتشمار چهرههای جریانساز تاریخ موسیقی ایران است. هرچه دارم از استاد لطفی دارم و یادش همواره گرامی است.»























