نصیر حیدریان از جزئیات بازگشت به ارکستر سمفونیک تهران گفت | جزئیات
به گزارش خبرگزاری ریتم؛ نصیر حیدریان که سال ۱۴۰۴ مسئولیت رهبری دائم ارکستر سمفونیک تهران را بر عهده داشت، مدتی است برای پیگیری روند درمان بیماری خود در اتریش به سر میبرد. او که سابقه درخشانی در نظمبخشی به برنامههای ارکستر دارد، اکنون در انتظار فراهم شدن شرایط پروازی برای بازگشت به میهن و ادامه فعالیتهای هنری خود است.
جزئیات وضعیت جسمانی و روند درمان
حیدریان در خصوص وضعیت سلامتی خود اعلام کرد که پس از پشت سر گذاشتن یک عمل جراحی موفقیتآمیز سرطان در ایران، برای درمان مشکلات پروستات به اتریش سفر کرده است. او در این باره گفت: «خوشبختانه آن مشکل هم با دارو برطرف شد و حالا فقط باید تحت کنترل و مراقبت باشم. کنترل وضعیت جسمیام را در ایران هم میتوانم ادامه دهم و اگر شرایط فراهم شود، به ایران برمیگردم.» وی همچنین اشاره کرد که با وجود پایان قراردادش در اسفند ۱۴۰۴، بنیاد رودکی همچنان پیگیر بازگشت اوست.
اشتیاق برای آموزش نسل جوان در ایران
این هنرمند پیشکسوت با اشاره به ۴۵ سال زندگی در خارج از کشور، حس تعلق به خاک ایران را انگیزه اصلی خود برای بازگشت میداند. او معتقد است که باید شرایطی فراهم شود تا جوانان علاقهمند مجبور نباشند برای آموزش حرفهای به خارج از کشور سفر کنند. حیدریان افزود: «در ایران یک آکادمی رهبری تشکیل داده بودیم تا تجربه و دانشی که در این سالها به دست آوردهام، منتقل کنم. امروز ثمره آن را در حضور شاگردانم مثل امید محرابی روی صحنه میبینم.»
آکادمی رهبری؛ راه نجات ارکستر از وابستگی
یکی از دغدغههای اصلی نصیر حیدریان، وابستگی ارکستر سمفونیک به اشخاص است. او تاکید کرد که در دانشگاههای ایران رشته رهبری ارکستر به صورت آکادمیک وجود نداشته و همین امر باعث کمبود رهبر حرفهای شده است. او در این باره توضیح داد: «ارکستر متعلق به فرد نیست. ما آکادمی رهبری را راهاندازی کردیم تا چندین رهبر جوان تربیت کنیم که اگر یک نفر حضور نداشت، سیستم متوقف نشود. رهبران باید بدانند ارکستر متعلق به یک نهاد فرهنگی است، نه شخص آنها.»
هنر، سیاست و چالشهای معیشتی نوازندگان
حیدریان در بخش دیگری از سخنانش به موضوع حساس سیاستزدگی در موسیقی پرداخت و گفت: «برخی معتقدند کار ما هنر است و صرفا باید کار هنری انجام بدهیم، در مقابل عدهای دیگر میگویند هنرمند باید در مسائل سیاسی دخالت داشته باشد. هر دو دیدگاه قابل احترام است به شرط اینکه اگر فردی مثل من بهخاطر عشقش به ایران تصمیم گرفت کار کند، با بیاحترامی روبهرو نشود.»
او همچنین به تفاوت فاحش وضعیت معیشتی نوازندگان در ایران و اروپا اشاره کرد و افزود که بسیاری از نوازندگان ایرانی به دلیل مشکلات اقتصادی مجبور به داشتن چندین شغل هستند که این موضوع مستقیماً بر کیفیت هنری اثر میگذارد. به عقیده او، موسیقی کلاسیک نباید به یک کالای لوکس تبدیل شود و باید با قیمتگذاری مناسب، امکان حضور همه اقشار جامعه در کنسرتها فراهم گردد.























