موسیقی و تابآوری از نگاه سیاوش لطفی؛ نشست هنر و اسطوره | جزئیات
به گزارش خبرگزاری ریتم؛ سیاوش لطفی در ابتدای سخنان خود در نشست «هنر و تابآوری»، به شباهتهای ساختاری میان فرآیند اندیشیدن و اجرای موسیقی اشاره کرد. او معتقد است که اندیشیدن، درست مانند بداههنوازی در موسیقی، ذاتاً پدیدهای بداههپردازانه محسوب میشود. لطفی در این باره تأکید کرد: «بداههنوازی هرگز با ذهنی خالی و تهی امکانپذیر نیست؛ بلکه هم به آمادگی، آگاهی و تسلط بر الگوها نیاز دارد و هم به آزادی و رهایی تا ذهن بتواند خلاق باشد و در لحظه، زایش و خلاقیت رخ دهد.»
این پژوهشگر موسیقی در ادامه افزود که اندیشه انسانی نیز از همین الگو پیروی میکند. ما همواره با پیشزمینهها و پیشفهمهای قبلی خود میاندیشیم و حتی اگر تلاش کنیم آنها را کنار بزنیم، باز هم حضور دارند. به گفته لطفی، آگاهی به وجود همین پیشفرضهاست که در نهایت منجر به شکلگیری یک «بداههپردازی اصیل» در ساحت اندیشه و هنر میشود.
فراتر از روانشناسی؛ تابآوری به مثابه پایداری
بخش دیگری از این نشست به بازتعریف مفهوم موسیقی و تابآوری اختصاص داشت. لطفی با نقد نگاه صرفاً روانشناختی به این واژه، خاطرنشان کرد که تابآوری معمولاً معنای «تحمل کردن» را تداعی میکند، اما این مفهوم در کنار مفاهیم دیگر معنای واقعی خود را پیدا میکند. او اشاره کرد که در واژه تابآوری نوعی انفعال نهفته است؛ گویی انسان در برابر آواری از مشکلات قرار گرفته و تنها باید آن را تاب بیاورد.
این موسیقیدان با اشاره به تجربیات عینی افرادی که شرایط سختی مانند جنگ را از سر گذراندهاند، پیشنهاد داد: «پیشنهاد میکنم که تابآوری را همراه با پایداری و ایستادگی در نظر بگیریم. ترکیبی از این دو میتواند معنایی به ما بدهد که این روزها واقعاً به آن نیاز داریم.» این نگاه، تابآوری را از یک حالت منفعل به یک کنش فعالانه و مقاومتی تغییر میدهد.
ریشههای اسطورهای و فلسفی ایستادگی
لطفی برای تبیین بهتر دیدگاه خود، به سراغ ادبیات کلاسیک و فلسفه رفت. او با ارجاع به نمایشنامه ماندگار «آنتیگونه» اثر سوفوکل، مثال شاخهای را زد که در برابر طوفان خم میشود اما نمیشکند؛ تصویری که دقیقترین توصیف برای تابآوری است. او همچنین با گریز به فلسفه آلبر کامو و مفهوم «انسان طغیانگر»، به «طغیان متافیزیکی» اشاره کرد و افزود که این نوع طغیان، بُعدی فعال و درونی به مسئله مقاومت میبخشد که از درون هنرمند جوانه میزند.
در ادامه این بحث، مفهوم «دژ درونی» یا «قلعه درونی» از اندیشههای اپیکتتوس و فلسفه رواقی مطرح شد. لطفی تشریح کرد که چگونه انسان و هنرمند میتوانند برای خود دژی درونی بنا کنند که هیچ نیروی بیرونی و ویرانگری توان نفوذ و فرو ریختن آن را نداشته باشد.
مدرنیته و چالش اصالت در موسیقی
این پژوهشگر در بخش پایانی سخنان خود، به سرآغاز مدرنیته و تأثیر آن بر جهانبینی امروز اشاره کرد. او ضمن بیان اینکه دکارت نقطه شروع محکمی برای مدرنیته است، بحث تحریف و اصالت در موسیقی را به تحولات فلسفی این دوران پیوند زد. سیاوش لطفی با جمعبندی مباحث خود نشان داد که یک موسیقیدان چگونه میتواند با بهرهگیری از نگاه بداههپردازانه و فرار از چارچوبهای صلب آکادمیک، مفهوم تابآوری را در هنر خود بازتعریف کرده و به یک پایداری معنادار دست یابد.




















