پایان غمانگیز یک زندگی؛ روایت زنی که در تنهایی پر کشید | جزئیات
به گزارش خبرگزاری ریتم؛ مهین زرینپنجه از نسلی بود که موسیقی را نه یک حرفه، بلکه شیوه زیستن میدانست. او که در خانوادهای اهل هنر پرورش یافته بود، روز یکشنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۴ در شهر متل قو واقع در استان مازندران درگذشت و در گورستان همان شهر به خاک سپرده شد. درگذشت او، یادآور خاموشی هنرمندانی است که با وجود خدمات ارزنده به فرهنگ کشور، در انزوا و دوری از هیاهو با جهان وداع میکنند.
از هنرستان موسیقی ملی تا شاگردی اساتید بزرگ
مهین زرینپنجه فعالیت هنری خود را در خانهای آغاز کرد که صدای موسیقی از در و دیوار آن شنیده میشد. او فرزند نصرالله زرینپنجه، نوازنده و معلم سرشناس تار و سهتار بود. مهین تحصیلات رسمی خود را در هنرستان موسیقی ملی به ریاست روحالله خالقی آغاز کرد و علم موسیقی را نزد بزرگانی همچون ابوالحسن صبا، روحالله خالقی، حسین تهرانی و جواد معروفی فرا گرفت.
او در ادامه مسیر هنری خود، نوازندگی پیانو در سبک کلاسیک اروپایی را نزد امانوئل ملیکاصلانیان و ظرایف موسیقی ایرانی را نزد مرتضی محجوبی آموخت تا به یکی از نوازندگان صاحبسبک و آهنگسازان توانمند بدل شود.
سالهای مهاجرت و سرگردانی در غربت
سرنوشت مهین زرینپنجه با مهاجرت و دوری از وطن گره خورد؛ سفری طولانی که از انگلستان آغاز شد و به فرانسه و آمریکا ختم گردید. او همواره از این سالها با واژه «سرگردانی» یاد میکرد و میگفت: «با دوری از وطن دلتنگیها آغاز شد. احساس میکردم از خودم جدا شدهام. با شنیدن سرودههای ملی کشورهای دیگر بغض و گریه میکردم. از انگلستان به فرانسه و از فرانسه به آمریکا سرگردان بودم.»
با این حال، غربت نتوانست شعله خلاقیت او را خاموش کند. او در تمام این سالها به خلق اثر مشغول بود و بیش از ۶۰ قطعه موسیقی از خود به یادگار گذاشت. آثاری همچون «لیلی و مجنون»، «والس ایرانی»، «سرزمین من» و «فتح شب» از جمله ساختههای او هستند که در آنها میتوان آمیزهای از دلتنگی برای ایران، امید به آینده و پیوند موسیقی ایرانی با استانداردهای جهانی را شنید.
وداع تلخ در تنهایی
تلخترین بخش داستان زندگی این هنرمند، مراسم خاکسپاری او بود. تصاویر منتشر شده از مزار او در متل قو، با حضور تنها چند نفر از اعضای نزدیک خانواده، به نمادی از تنهایی هنرمندان پیشکسوت بدل شد. هنرمندی که عمر خود را صرف اعتلای فرهنگ و هنر این سرزمین کرده بود، در آخرین حضورش بر خاک نیز همان اندوه و انزوایی را تجربه کرد که سالها در آثارش جاری بود.
او عمیقاً عاشق ایران بود و حتی اثر «والس ایرانی» خود را به واسطه این عشق، قسمتی از خاک ایران میدانست. اکنون با رفتن او، موسیقی ملی ایران یکی از آخرین بازماندگان نسل طلایی هنرستان موسیقی ملی را از دست داده است.























