موسیقی کلاسیک ایران و بهویژه ارکستر سمفونیک تهران، از ابتدای تأسیس غیررسمی تا به امروز، با بحران هویتی عمیقی روبهرو بوده که ریشههای آن به دهه بیست خورشیدی بازمیگردد. برخلاف تصور رایج که تفاوت شخصیتی نوازندگان را تنها به آموزش غربی نسبت میدهد، تحلیل محتوای گفتههای مرتضی حنانه نشان میدهد که ورود «فرهنگ کابارهای» و موسیقی مردمپسند به بدنه ارکستر، عامل اصلی این دگردیسی اخلاقی و رفتاری بوده است. این مطالعه با استخراج مفاهیمی همچون «زمینه اعتراض» و «انحطاط گروهی»، چگونگی نفوذ فرهنگ اقشار فرودست و فضای کافهها را به سیستم آموزشی و اجرایی موسیقی کلاسیک ایران واکاوی میکند.