• امروز : جمعه, ۲۸ فروردین , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 17 April - 2026
2

اظهارات جنجالی شهرام ناظری درباره مولانا؛ «اگر در ایران بود، از بین رفته بود»

  • کد خبر : 7601
  • ۰۶ دی ۱۴۰۴ - ۱۷:۲۲
اظهارات جنجالی شهرام ناظری درباره مولانا؛ «اگر در ایران بود، از بین رفته بود»
اظهارات اخیر شهرام ناظری درباره جایگاه مولانا در ایران، که در سخنرانی او در دانشگاه سلجوق ترکیه مطرح شد، واکنش‌های گسترده‌ای را در میان پژوهشگران، نویسندگان و فعالان فرهنگی برانگیخته و به بحثی جدی درباره «مکتب مولانا» انجامیده است.

به گزارش خبرگزاری ریتم؛ شهرام ناظری، خواننده شناخته‌شده موسیقی ایران، در سخنانی که اخیراً در دانشگاه سلجوق ترکیه ایراد کرده، اظهار داشته است:
«مسئولین و دولتمردهای ما به مشاهیر و عرفای ما خیلی علاقه‌مند نبودند. هیچ‌گاه هیچ کدامشان نخواستند یک بار بیایند مولانا را ببینند. یا اصلا راه دور است؛ همان در خود ایران، شاید بزرگترین عرفای کره زمین و عالم بشریت در خاک خودمان ایران خوابیده‌اند، مثل بایزید بسطامی، مثل ابوالحسن خرقانی و مثل عطار در نیشابور. هیچ دولتمردی و هیچ مسئولی تا کنون علاقه‌ای نشان نداده که به این بزرگان عرفان و علم سری بزند. خوشبختانه به نظر من ما باید از ترک‌ها، دولت و مردم ترکیه تشکر کنیم که واقعا مولانا را در دل خودشان پرورش دادند و مکتب مولانا را حداقل نگه داشتند. اگر مولانا در ایران بود این هم از بین رفته بود. مطمئن باشید!»

انتشار این سخنان، واکنش‌های انتقادی متعددی را به همراه داشت. در همین راستا، میلاد عظیمی، مدرس دانشگاه و پژوهشگر ادبیات، در یادداشتی با عنوان «اگر مولانا در ایران بود، مکتبش از بین رفته بود؟!» به این اظهارات واکنش نشان داد و نوشت:
«آقای شهرام ناظری، هنرمند نامور کشورمان که در آثارشان توجه ویژه‌ای به اشعار مولانا جلال‌الدین دارند، سخنی گفته‌اند که عجیب و درخور تأمل است…»

او با اشاره به احتمال تعارف میزبان یا خشم ناشی از وضعیت امروز ایران، تأکید کرده است که ترکیه در این حوزه «رقیب فرهنگی» ایران محسوب می‌شود و نمی‌توان به‌سادگی از کنار چنین داوری‌ای گذشت. عظیمی در ادامه یادآور می‌شود که با وجود تلاش‌های پژوهشگران ترک، بنیادین‌ترین و درخشان‌ترین پژوهش‌ها درباره مولانا به قلم پژوهشگران ایرانی انجام شده است.

در این یادداشت به آثار پژوهشگرانی چون بدیع‌الزمان فروزانفر، جلال همایی، عبدالحسین زرین‌کوب، محمدعلی موحد و محمدرضا شفیعی‌کدکنی اشاره شده و تأکید شده است که مولانا در ایران، نه‌تنها در کتابخانه‌ها، بلکه در میان مردم زنده است؛ از موسیقی سنتی و مدرن گرفته تا تئاتر، جلسات مثنوی‌خوانی، فضای مجازی و حتی تولید آثار ویژه کودکان و نوجوانان.

عظیمی در بخش پایانی یادداشت خود تأکید می‌کند که زنده بودن مکتب مولانا صرفاً به تبدیل آرامگاه او به یک جاذبه گردشگری محدود نمی‌شود، بلکه فهم، پژوهش، آموزش و حضور اندیشه او در زندگی فرهنگی مردم، معیار اصلی تداوم این مکتب است.

در ادامه واکنش‌ها، علی‌اصغر سیدآبادی، نویسنده و روزنامه‌نگار نیز در یادداشتی جداگانه نوشته است:
«سخنان شهرام ناظری احتمالاً حاصل زیاده‌روی در سپاس‌گویی از میزبانش باشد، وگرنه مولوی در ایران زنده است…»

او با اشاره به پیوند دیرینه موسیقی ایرانی با اشعار مولوی، از سنت سماع خراسان تا دوره‌های صفوی و قاجار، تأکید می‌کند که جلسات مردمی مثنوی‌خوانی در ایران گستره‌ای کم‌نظیر دارد و توجه به مولوی در ایران، محدود به یک نهاد یا مکان خاص نیست.

سیدآبادی همچنین تصریح می‌کند که حتی اگر چنین ادعایی درست هم بود – که به باور او نیست – بیان آن در ترکیه، آن هم درباره چهره‌ای چون مولوی، ناپسند است و در پایان می‌پرسد: «مگر حافظ و سعدی و خیام و عطار و فردوسی و بایزید و خرقانی در ایران از یاد رفته‌اند که مولوی از یاد برود؟»

لینک کوتاه : https://rhythm.news/?p=7601

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.