به گزارش خبرگزاری ریتم؛ این پروژه با مدیریت علی مغازهای و کیوریتوری نیما عطرکار روشن تنها برای یک اجرا در روز جمعه ۱۶ آبانماه در تمام مسیر گالریهای موزه هنرهای معاصر طراحی و اجرا شد. «صدا در گذر زمان» تجربهای نو از مواجهه با تاریخ موسیقی غرب بود؛ نه در قالب کنسرتی معمول، بلکه بهصورت سفری چیدمانی که مخاطب را در حرکت آزادانه میان فضاهای موزهای، همزمان در مسیر شنیدن و دیدن پیش میبرد.
رویداد مسیر موسیقی را از اواخر قرون وسطا، سپس رنسانس، باروک و رمانتیسیسم تا گونههای سده بیستم دنبال کرد. قطعات به ترتیب تاریخی اجرا شدند و ساختار رویداد به شکل کنسرت–اینستالیشن طراحی شده بود؛ الویی تازه در برابر الگوی کلاسیک سالن کنسرت. نوازندگان در گالریها مستقر بودند و مخاطب با حرکت در فضا، هم میتوانست روند خطی تاریخ موسیقی را تجربه کند و هم—در صورت انتخاب مسیر شخصی—سفری سیال در زمان داشته باشد.
این برنامه توسط ۱۶ گروه موسیقی و با ۲۵ قطعه اجرا شد. در بخش خوشآمدگویی، گروههای «سروش ساحلی» و «سحر انزلی» اجراهای کوتاهی ارائه کردند. در گالری نخست، دو قطعه از اواخر قرون وسطا و رنسانس توسط گروه «سروش دریایی» اجرا شد. در استیج دوم، گروه «روند» به رهبری سحر انزلی بخشهایی از آثار باخ از جمله «O große Lieb» (از Johannes-Passion) و بخشی از Cantata BWV 21 را با سازبندی کر و هارپسیکورد به صدا درآورد.
گالری دوم به دوره رمانتیک اختصاص داشت و مونا طاهریان (فلوت) و محمدجواد بهرامی (پیانو) قطعاتی از موتسارت و پرلودها و نکتورنهای شوپن را اجرا کردند. با ورود به گالری سوم، مخاطب با نخستین روشنایی موسیقی مدرن مواجه شد: اجرای «Syrinx» اثر کلود دوبوسی توسط راجان بیات آغازگر این بخش بود؛ سپس مجموعهای از قطعات برای پیانو و ویولن از اوایل قرن بیستم اجرا شد.

تالار چهارم به دورهای تعلق داشت که آهنگسازان مرزهای تنالیته را آزمودند و نسبت جدیدی میان صدا، سکوت و فرم تعریف کردند. در گالری پنجم، لحظه تغییر بنیادین تاریخ موسیقی با ورود ابزار ضبط صدا بازنمایی شد: پخش «سمفونی برای مرد تنها» اثر پیر هانری و پیر شفر از نوار مغناطیسی و سپس «مطالعه شماره یک الکترونیک» اثر کارلهاینتس اشتوکهاوزن بهعنوان نمونهای از فیکسمدیا که در آن نوازنده حذف میشود.
گالری ششم شکلگیری موسیقی تجربی پس از جنگ جهانی دوم را نشان داد؛ دوئت پرفورمنس علی هاشملو و نرگس مصطفیلو بر پایه تصادف، طبیعت و کنش شنیدن طراحی شده بود. در گالری هفتم، نمونهای از هنر موسیقایی جنبش فلوکسوس اجرا شد که مرز میان هنر، اجرا و موسیقی را درمینوردد.

تالار هشتم به قطعهای فیکسمدیا در اتاقی کوچک اختصاص داشت که ترکیب صدا و تصویر تجربهای متمرکز و سینمایی میساخت. سپس قطعهای از استیو رایش با ساختارهای تکرارشونده اجرا شد. در گالری پایانی نیز سه اجرا ارائه شد: قطعهای دیگر از رایش، دوئت با رهبری آرش اسدنژاد و یک سولو ویولن توسط عسل سوزنی—نمونههایی از موسیقی مینیمالیستی و چندسبکی که پایانبندی معاصر این مسیر را رقم زدند.
این تجربه، زمان را نه زنجیرهای از وقایع، بلکه همزمانی پژواکها عرضه میکرد؛ هر تالار مکانی برای تاریخ و اکنونِ زنده شنیدن بود. بزرگترین دریغ رویداد، محدود شدن آن به یک شب بود؛ پروژهای که ظرفیت اجرای دستکم یکهفتهای داشت. طیفهای گوناگونی از مخاطبان در برنامه حاضر بودند؛ از جمله اسحاق شکری، مدیرعامل انجمن موسیقی ایران.


















