• امروز : جمعه, ۱۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 1 May - 2026
5

گفتگو با ناصح بهرام‌ بیگی؛ تلاش برای نجات موسیقی کردستان

  • کد خبر : 6686
  • 06 دسامبر 2025 - 21:49
گفتگو با ناصح بهرام‌ بیگی؛ تلاش برای نجات موسیقی کردستان
ناصح بهرام‌بیگی، پژوهشگر و مدرس موسیقی نواحی کردستان، معتقد است اوضاع سازهایی چون دیوان و کمانچه و همچنین آواز در موسیقی کردی «اصلاً خوب نیست» و می‌گوید در دوران گذار فرهنگی از سنت به شهرنشینی، نسل جدید دیگر موسیقی فولک خود را نمی‌خواهد و دغدغه او و هم‌فکرانش نجات این موسیقی است.

به گزارش خبرگزاری ریتم؛ عموماً سنت‌ها زیر تأثیر عواملی مانند فرهنگ، جامعه و تکنولوژی، چهره تازه‌ای به خود می‌گیرند. در عصر حاضر و به لطف رسانه‌های اجتماعی (social media)، این تغییر شکل محسوس‌تر و با سرعت بیشتری رخ می‌دهد. اما اینکه این تحول در این دوره از تاریخ تا چه اندازه در جهت «تخریبِ» یک فرهنگ و سنت یا «پیشرفت» آن عمل می‌کند و یا اساساً چنین نگاه دوگانه‌ای درست است یا نه، سؤالی است که شاید آیندگان بهتر بتوانند به آن پاسخ دهند.

در این میان، نهادهای فرهنگی، اسپانسرها، انجمن‌ها و مؤسسه‌های هنری و همچنین برگزارکنندگان کنسرت‌های موسیقی، نقشی کلیدی در ترویج هنر جدی و حفظ ریشه‌ها بر عهده دارند.

در حوزه فرهنگ، اینکه تا چه حد به هنر جدی و هویتی بها داده‌ایم و برای معرفی آن، نهادها، رسانه‌ها و صداوسیمای خود را همسو کرده‌ایم، به همان اندازه می‌تواند معیار سنجش میزان اصالت، هویت و پویایی فرهنگمان باشد. فرهنگ به خودیِ خود امری پویا نیست؛ برای زنده‌ نگه‌داشتن آتشش باید دائماً پای آن هیزم ریخت.

تجربه نشان داده است در جشنواره‌هایی همچون جشنواره ملی موسیقی جوان، علاوه بر اینکه می‌توان از نظر پژوهشی آماری از پویایی برخی موسیقی‌ها یا حتی سازهای رو به انقراض نواحی مثل قوشمه و آواهای باستانی همچون هوره و سیاچمانه و… به دست آورد، می‌توان در تزریق انگیزه به نسل جدید موسیقی برای ادامه این مسیر هم مؤثر بود. همین رویدادهای هنری فرصتی هستند تا به وضعیت آموزش بنیادی و اصولی در مناطق مختلف ایران پی ببریم.

امروزه شاهدیم بخشی از نسل جوان موسیقی، اغلب ملودی‌های قدیمی و فولکلور را با موسیقی‌های الکترونیک، جز، راک و پاپ تلفیق می‌کند تا کارشان با سلیقه هم‌سن‌وسالانشان هماهنگ شود. این نسل بعضاً ریتم‌ها و مُدهای پیچیده موسیقی نواحی را به فرم‌های ساده‌تر تبدیل می‌کند تا هضم محصول جدید برای مخاطب امروزی آسان‌تر باشد. حتی سازهای بومی همچون نی، دوتار، قیچک و تنبور را با سازهایی مثل گیتار و کیبورد ترکیب می‌کنند تا به تمبر صوتی تازه‌ای برای جذب مخاطب دست یابند.

نسل جوان علاوه بر آموزش سینه‌به‌سینه از معلمان محلی، از محیط‌های مجازی مثل یوتیوب و اینستاگرام نیز بهره می‌برد. برخی که از زادگاه خود دور شده‌اند و در شهرهای دیگر زندگی می‌کنند، به واسطه همین فضاهای مجازی ارتباطشان را با موسیقی مادری حفظ می‌کنند؛ اما اینکه در فرایند آموزش در فضای مجازی تا چه حد در مسیر درست هدایت می‌شوند و در شیوه اجرا و بیان شخصی تا چه اندازه از سنت‌ها عبور می‌کنند، بستگی مستقیم به منابعی دارد که در این فضا سراغشان می‌روند.

ناصح بهرام‌ بیگی، پژوهشگر و مدرس موسیقی، متولد بوکان است. او مدرک کارشناسی ارشد علوم سیاسی و مدرک سازسازی در زمینه سازهای بادی نواحی همچون نرمه‌نای، دوزله، سُرنا و شمشال دارد و چندین دوره داور جشنواره ملی موسیقی جوان در بخش موسیقی نواحی بوده است. به بهانه همین حضور، گفت‌وگویی مفصل با او انجام شده که در ادامه می‌خوانید.

اگر بخواهیم حوزه فرهنگی موسیقی کُردی را بررسی کنیم، چه ویژگی‌ها و چه تشابهی با موسیقی کردهای کشورهای همسایه دارد؟

بخشی از موسیقی کردی به خارج از مرزهای ایران برمی‌گردد. در دهه‌های گذشته، در بیرون از ایران هم فعالیت‌هایی انجام شده که بر موسیقی غرب ایران تأثیر گذاشته است. مثلاً رویدادهایی که در چند سال اخیر در کرکوک، یا جشنواره‌های شعر و ادبیات در سلیمانیه و یا سنندج برگزار شده و در آن آثار موسیقیدانان کُرد ارائه می‌شود. در ترکیه، ارمنستان و عراق نیز رویدادهایی شکل گرفته و هنرمندان کُرد ایرانی ـ به‌خصوص در دیوان و شمشال‌نوازی ـ از آن‌ها الهام گرفته‌اند. بخشی از این رویکردها اصولی و اصیل است، اما بخشی دیگر تحت تأثیر پاپ، موسیقی تجاری و تبلیغات قرار دارد.

نسل شما در دهه ۶۰ در کردستان با چه شرایطی برای فعالیت موسیقی روبه‌رو بود؟

دوران جنگ بود و با کمترین امکانات در موسیقی فعال بودیم. پیش از نسل ما، موسیقی عمدتاً در دیوانخانه‌ها، روستاها، خانقاه‌ها یا در میان چوپانان و کشاورزان جریان داشت. اما از نسل ما به بعد، هنرمندان به‌مرور با رادیو، تلویزیون، اینترنت و کامپیوتر آشنا شدند و همین ارتباطات تازه باعث شد نگاه جدیدی به موسیقی شکل بگیرد.

نگاه شما به هنر موسیقی چیست؟

«هنر موسیقی را فقط یک فن نمی‌بینم که بنوازیم و خوش بگذرانیم. بحث اصالت، فرهنگ و کلام در حوزه موسیقی آوازی برایم مهم است. معانی و تصاویری که شعر به ذهن شنونده یا خواننده تداعی می‌کند مهم است. تلاش کردیم موسیقی به صورت آکادمیک پیش برود، البته نه به این معنا که اصالتش را از دست بدهد. بلکه با این رویکرد که علاقمندان هم تحصیل‌کرده باشند، هم علم موسیقی بدانند و هم اصالت را حفظ کنند.»

نسل جدید تحت تأثیر چه عواملی قرار گرفته؟

به گفته بهرام‌بیگی، «نسل جدید خیلی تحت تأثیر سوشیال‌مدیا و اینترنت است. این طبیعی است. بالاخره تغییر وجود دارد وگرنه همه از اول تاریخ بشر تا الان باید یک موسیقی می‌شنیدند و می‌نواختند. اما مسئله این است که آیا این تغییر به مذاق خوش می‌آید یا نه. مثلاً دهه‌شصتی‌ها عیناً مثل نسل قبل خود ساز نمی‌زند.»

او اضافه می‌کند: «خود من در بحث نرمه‌نای و دوزله و سُرنا شبیه استادان اواخر قاجار اجرا می‌کنم. استاد من ۹۵ تا ۱۰۰ سال سن داشت. روایت‌هایی را از دوره پهلوی اول به واسطه استادان شنیده‌ام و عیناً همان‌ها را اجرا می‌کنم. استادم موسی قادر عبدالله‌زاده ۱۰۰ سال سن داشت، استاد اکبر یزدانی، قدرت آقایی و نبی خضری کلاً بالای ۸۰ سال سن داشتند. ثبت و اجرای عین به عین این روایت‌ها برای من بسیار اهمیت داشته است.»

وضعیت سازهای کردی در منطقه به لحاظ اصالت چگونه است؟

بهرام‌بیگی می‌گوید: در حوزه تنبور، وضعیت موسیقی خوب است؛ در نرمه‌نای و دف و ضرب کُردی هم اوضاع مطلوب است. اما در ساز دیوان شرایط چندان رضایت‌بخش نیست و علاقمندان آن بسیار تحت تأثیر رپرتوار موسیقی ترکیه قرار گرفته‌اند و دشوار می‌توانند خود را از آن سیستم جدا کنند. در این میان، یا رپرتوار بر اساس گیتار تنظیم می‌شود یا باغلاما. او می‌افزاید که بسیاری از هنرجویان نیز پذیرای نقد نیستند. به گفته او، رپرتوارهایی برای سازهای دف، دهل، تنبور، دیوان و سازهای دیگری مثل نرمه‌نای و دوزله ضبط و منتشر شده و کتاب و فایل‌های صوتی متعددی برای آموزش در دسترس است.

در موسیقی کردی «مقام» چه تعریفی دارد؟

او توضیح می‌دهد: «در موسیقی کردی مقام فقط موسیقی متر آزاد نیست. این تعریف از حوزه کرکوک و کرمانشاه که به آن «گرمیان» می‌گویند (به معنای گرمسیری) وام گرفته شده است. کردستان از نظر جغرافیایی به دو بخش گرمسیری و سردسیری تقسیم می‌شود. قسمت سلیمانیه به سمت کرکوک حوزه گرمسیری است و حوزه سنندج و شمال سلیمانیه حوزه سردسیری هستند. مقامات آنجا همان سیستم مقامی بغداد و مصر هستند که قرن‌ها پیش شکل گرفته‌اند و به آنها مقام می‌گوییم. وگرنه ما در موسیقی‌مان حیران، بیت، قطار، کره و سیاه‌چمانه داریم که موسیقی متر آزادند. امروز غلط مصطلح است که به آنها مقام می‌گویند؛ کلاً به موسیقی متر آزاد مقامات می‌گویند. در اصل، مقام همان آوازهایی است که جزو حوزه موسیقی رسمی شرقی که موسیقی ردیف دستگاهی ایرانی و موسیقی آذری بوده‌اند. ما هم در موسیقی کردی لحن‌هایی مثل راست، نهاوند و ماهور داریم که بیشتر در آن حوزه رشد کرده‌اند.»

نوازندگان چقدر برای بداهه‌پردازی دستشان باز است؟

بهرام‌بیگی می‌گوید موسیقی کردی از معدود موسیقی‌های قدیمی است که قطعات بی‌کلام بسیاری دارد. «مثلاً ۲۵ قطعه فولکلور سازی فقط با دوزله وجود دارد. همین باعث خلاقیت نوازندگان شده است. یادم هست استادم قطعه‌ای به اسم «سوارسوار» را روی تنبور اجرا می‌کرد؛ سه روایت مختلف را از هشت نوازنده نت‌نویسی و تجمیع کردم. کتاب ضربی هم که مکتوب کردیم حاصل فیگورها و تکنیک‌های ۲۷ نوازنده بود. پس خلاقیت وجود دارد، اما باید در چارچوب اصالت باشد. چرا که نوآوری، شناخت و سواد لازم دارد.»

به نظر شما کدام سازها در موسیقی کردی با مشکل روبه‌رو هستند؟

او در پاسخ می‌گوید: «اوضاع دیوان و کمانچه و آواز اصلاً خوب نیست. در عود وضعیت بینابینی وجود دارد؛ البته نسبت به دیوان و کمانچه بهتر است. آواز هم به صورت پاپ عرضه می‌شود آن هم بسیار ضعیف. تلاش کردیم که خواننده‌های خوبی پرورش بدهیم اما تا یک سطحی بالا می‌‌آیند و متأسفانه رسانه‌های اجتماعی خرابشان می‌کند. تصویری هم که از خوانندگی در موسیقی کردی در ذهن مردم وجود دارد با موسیقی هنری کردی بسیار فاصله دارد. شعر در موسیقی آوازی کردی بسیار اهمیت دارد، خواننده جدا از اینکه آشنایی با نوازندگی دارد ادبیات هم می‌شناسد و تلفیق این سه چیز یک خواننده تمام‌عیار می‌سازد. مسیر برای عرضه موسیقی پاپ و تریبون برای خواننده زیاد است: جُنگ‌های شادی و تبلیغ و پروپاگاندا برای چنین موسیقی‌هایی تدارک دیده می‌شود و در نتیجه بخش جدی به این شکل رشد پیدا نمی‌کند. برنامه‌هایی مثل فستیوال مقامات و جشنواره ملی موسیقی جوان برای معرفی موسیقی هنری و جدی کم است. سوای این، خواننده‌ها به موسیقی متر آواز یا همان آوازی اهمیت چندانی نمی‌دهند و دنبال تصنیف و ترانه هستند. تکنولوژی هم در بخش‌هایی باعث رشد و پیشرفت هنرمندان نشده؛ با میکسر و برنامه‌های کامپیوتری صدایشان را عوض می‌کنند و خرابی صدا را با اکو و تقویت‌کردن صدا درست می‌کنند.»

چه تلاشی برای بهبود این وضعیت شده است؟

او می‌گوید: «مرتب بچه‌ها و مربی‌ها را جمع می‌کنیم. ماهی یک‌بار جلسه داریم، تبادل‌نظر می‌کنیم و می‌گوییم چه کاری بهتر است. در سنندج، بوکان و کرمانشاه هنرمندان جمع می‌شوند و آسیب‌شناسی می‌کنیم. هنرجو باید قطعه‌ای که اجرا می‌کند، بداند برای کیست و ریشه‌اش از کجاست. ای کاش قانونی از سوی نهادهای فرهنگی هنری در زمینه تدریس اعمال می‌شد و بیشتر دخالت می‌کردند. ولی موازی‌کاری هست بین ارشاد، فنی‌وحرفه‌ای و سازمان جوانان. این چندگانگی باعث می‌شود هر کسی راه خودش را برود.»

برخورد نسل جدید با موسیقی سنتی کردی چگونه است؟

به گفته بهرام‌بیگی: «مسئله همین‌جاست. مثلاً در موسیقی کردی «حیران» داریم که بر مبنای عشق‌ورزی در فرهنگ کشاورزی و دامداری کردی شکل گرفته است. اما جامعه کردستان امروز شهری شده است. یک نوجوان شهری که کوه و چشمه و گل و بلبل ندیده، چطور می‌تواند معشوقش را با این‌ها تشبیه کند؟ برایش این ادبیات اصلاً خوشایند نیست و ارتباط نمی‌گیرد. مثلاً آواز هوره تقلید از صدای کبک و بز است، دو حیوانی که در جغرافیا و کتیبه‌های آن منطقه هستند، یعنی برای آن قوم اهمیت دارد و جزوی از زیست‌بوم آنها به‌شمار می‌رود. امروز نوجوان شهری دیگر با این نوع تشبیه‌ها ارتباط برقرار نمی‌کند.»

یعنی شما معتقدید باید تغییر در آموزش صورت بگیرد؟

او در پاسخ می‌گوید: «بله، تحریرها باید علمی آموزش داده شوند. بچه‌های موسیقی به‌تنهایی نمی‌توانند این کار را بکنند، چون دو مشکل دارند: یکی نداشتن توانایی علمی و سواد آکادمیک، و دوم مشکل اقتصادی. مثلاً کسی مثل آقای مرادی که از آمریکا برگشته، در یک روستا هم آموزش می‌دهد هم پذیرایی می‌کند، چون موسیقی به‌تنهایی تأمین‌کننده معاش نیست.»

پس مشکل اصلی موسیقی کردستان نبود نوازنده یا ساز نیست؟

«دقیقاً. نوازنده‌های بزرگ زیادی از کردستان برخاسته‌اند. مشکل اصلی این است که ما در دوران گذار فرهنگی هستیم. از سنت به سمت شهرنشینی می‌رویم. متأسفانه نسل جدید هوره، سیاه‌چمانه و… نمی‌خواهد. امروز اکثریت طبقه متوسط کردستان نمی‌خواهد ۳۰ دقیقه موسیقی گوش بدهد، نه حوصله‌اش را دارد نه بستر فرهنگی‌اش وجود دارد. شیوه زندگی تغییر کرده است.»

شما برای این تغییر چه راهکاری می‌بینید؟

بهرام‌بیگی تأکید می‌کند: «باید برنامه‌ریزی علمی داشته باشیم. دغدغه ما این است که موسیقی را نجات بدهیم. این کار فقط با موسیقی‌دان حل نمی‌شود. نیاز به ادیب، جامعه‌شناس و فیلسوف دارد. باید به لحاظ جامعه‌شناسی کردستان را تحلیل کنند و بعد سیستم آموزشی مناسب طراحی شود، نه روش سینه‌به‌سینه. دیگر دوران مکتب‌خانه‌ای گذشته است. نسل امروز با آن روش‌ها پیش نمی‌رود. به یک سیستم عقلی نیاز است که پشتوانه علمی، قانونی و اقتصادی داشته باشد.»

چه الگویی را سراغ دارید؟

او در پایان به نمونه‌های تاریخی اشاره می‌کند: «کاری که ۸۰ تا ۱۰۰ سال پیش در موسیقی دستگاهی ایران انجام شد، یا کاری که آتاتورک در ترکیه برای موسیقی عثمانی کرد، یا کار حامد پاشا در مصر، یا کار بیگُف در موسیقی آذربایجان. همه این‌ها نمونه‌هایی هستند که نشان می‌دهند با برنامه‌ریزی می‌شود بستر موسیقی را درست کرد. بعد از آن است که خلاقیت و نوآوری و آهنگسازی رشد می‌کند.»

لینک کوتاه : https://rhythm.news/?p=6686

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.