به گزارش خبرگزاری ریتم؛ در قلب اصفهان، جایی که تاریخ در هر قدم از میان کوچهها روایت میشود و فرهنگ در صدای گذشتگان در بادهایش میپیچد، در روزهای پاییزی که برگهای طلایی درختان بر زمین میریزند و نسیم خنک از میان شکافهای پل خواجو عبور میکند، صدای استاد جلالالدین تاج اصفهانی را میشنوم.
این بار اما نه از دستگاه رادیو و نه از حنجره خوانندگان بلندآوازه، بلکه از صدای رهگذری زیر پل خواجو؛ صدایی که همچنان بر دل مینشیند و ذهن را به یاد صداهای بینظیر تاریخ موسیقی ایران میبرد. صدای آواز استاد تاج، که سالها پیش در زیر دهانههای پل خواجو ـ مکانی که بزرگان آواز اصفهان دستکم یکبار در دهانههای آن به تمرین پرداختهاند ـ طنینانداز شده، حالا نیز به همان شکل از میان دیوارهای سنگی این پل تاریخی عبور میکند؛ همچون پژواک صدای گذشته که در دل زمان گم نشده و هنوز به یادگار مانده است. رهگذر، آوازی آشنا را میخواند که در تمام دهانههای پل خواجو میپیچد؛ آوازی که هر اصفهانی آن را بارها شنیده است:
به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی
به زنده رودش سلامی ز چشم ما رسانی
با شنیدن این ترانه، در ذهن خود به گذشتهای سفر میکنم که هرگز ندیدهام و تنها بارها شنیدهام. لحظهای به خود میآیم و درمییابم مسیر نگاه و دلم بهسوی تخت فولاد کشیده شده؛ جایی که آرامگاه استاد تاج در آن قرار دارد و مرا به قدمزدن در میان خاطرات و افکار گذشته میبرد.
در میان درختان بلند و سکوت دلانگیز تخت فولاد، همانطور که قدمهایم مرا به مزار استاد نزدیکتر میکند، بر قبر استاد تاج که گویی در غبار زمان پنهان شده، میایستم و صدای دلنشین او همچنان در ذهنم طنین میاندازد:
بنشین در کریاس یاد شاهعباس
بستان از دلبر می
بستان پیدرپی می از دست وی
تا کی تا بتوانی
این شعر از استاد تاج، همچون پلی میان گذشته و حال، میان میراث عظیم فرهنگی ایران و لحظات ناب امروز است. در این لحظه، بیآنکه خود متوجه باشم، در برابر مزار مردی ایستادهام که آوازش، تاریخ را در دل خود جای داده بود و هنوز در قلب ایرانیان زنده است.
این آواز، همچون صدای استاد تاج، در دل تاریخ این شهر بهجا مانده است.
کودکی و آغاز راه هنری
جلالالدین تاج اصفهانی در سال ۱۲۸۲ شمسی در اصفهان، در قلب شهری که از هر گوشهاش نغمههای موسیقی برمیخاست و در هر کوچهاش پایکوبی سازها شنیده میشد، به دنیا آمد. او در خانوادهای هنری و مذهبی رشد کرد. پدرش، اسماعیل تاجالواعظین، نهتنها واعظی شناختهشده بود، بلکه درک عمیقی از موسیقی سنتی ایرانی داشت.
همین محیط خانوادگی سبب شد تاج در دهسالگی نزد پدر و استادانی چون سید عبدالرحیم اصفهانی، نایب اسدالله، حسین خضوعی، حسین عندلیب و حبیب شاطر حاجی در کلاسهای آواز و موسیقی حضور پیدا کند و در کنار استادان برجسته به آموختن هنر آواز و موسیقی ایرانی بپردازد.
تاج که از همان کودکی صدایی خاص و تواناییهای ویژهای در آواز داشت، خیلی زود در محافل اصفهان شناخته شد و در میان استادان بزرگ آواز ایرانی جایگاهی ویژه به دست آورد. صدای لطیف و در عین حال پرقدرت او در سالهای جوانی ذهنها را به خود جلب میکرد و او بهسرعت قدم در مسیر شکوفایی هنری در دنیای آواز ایران گذاشت.
آغاز فعالیتهای هنری و تأثیر در موسیقی ایران
گامهای جلالالدین تاج در مسیر آواز، همچون سیلابی از شعر و موسیقی بود که در دل ایرانیان جای گرفت. او در سال ۱۳۱۹ هجری شمسی فعالیت خود را با رادیو آغاز کرد و در مدت کوتاهی به یکی از چهرههای برجسته موسیقی ایران بدل شد. صدای او، هنگامی که از رادیو در فضای شهر میپیچید، همچون طوفانی دلها را درمینوردید و در دل مردم، محافل تازهای از ذوق و هنر میآفرید.
در سال ۱۳۲۸، تاج به رادیو اصفهان پیوست و در آنجا نهتنها به آوازخوانی پرداخت، بلکه به همراه جلیل شهناز و حسن کسایی، رهبری گروه نوازندگان را نیز بر عهده داشت و نقشی مهم در شکلگیری جریان تازهای در موسیقی اصفهان ایفا کرد.
آثار ماندگار تاج اصفهانی
آثار استاد تاج اصفهانی نهتنها در ایران، بلکه در حافظه موسیقایی ایرانیان در سراسر جهان ماندگار شده است. از جمله قطعاتی که با صدای او در دل تاریخ ثبت شده، میتوان به «مرغ سحر»، «آتشدل»، «ای دل غمگین مکن» و «صفحه آواز همایون» اشاره کرد. هر یک از این آثار، همچون پرچمهایی در قلههای آواز ایرانی برافراشته مانده است.
«آتشدل» یکی از برجستهترین آثار اوست که تاج با صدای دلنشین و پرقدرت خود آن را در دل مخاطبان کاشت. این ترانه، که در کنار دیگر آثارش بخشی مهم از تاریخ موسیقی ایران به شمار میرود، با تحریرهای عاطفی و بینظیر، عمق احساس و دقت او در فن آواز را به نمایش میگذارد.
استادان و شاگردان
تاج اصفهانی در طول سالها از استادان بزرگ موسیقی ایران تأثیر پذیرفت و در ادامه، خود به یکی از مهمترین معلمان آواز سنتی تبدیل شد. او علاوه بر بهرهگیری از تعلیم استادانی چون سید عبدالرحیم اصفهانی و حسین عندلیب، در طول زندگی هنریاش به تربیت شاگردان بسیاری پرداخت؛ هنرمندانی چون هوشمند عقیلی، حسین خواجه امیری (ایرج)، علیرضا افتخاری، ناصر یزدخواستی، اصغر شاهزیدی، ملک محمد مسعودی، جواد حاجیدهآباد میبدی، احمد مراتب متخلص به درةالتاج، محمدتقی سعیدی، فضلالله شاهزمانی، رضا قرنیان اصفهانی، مرتضی شریف، محمود نجارزادگان، کریم سماوی، حمیدرضا نوربخش و عسگری آقاجانیان از جمله این شاگردان هستند. هر یک از این هنرمندان در آثار خود یاد و نام استاد تاج را زنده نگه داشتهاند.
در میان این شاگردان، علیرضا افتخاری یکی از برجستهترین آنهاست که در مصاحبهای درباره استاد تاج چنین گفته است:
«استاد تاج بیشتر از هر چیزی به اخلاق اهمیت میدادند. برای او هنر آواز تنها وسیلهای برای بیان احساسات نبود، بلکه وسیلهای برای انتقال صداقت و معنویت به دیگران بود.»
زندگی شخصی و ویژگیهای اخلاقی
جلالالدین تاج اصفهانی تنها یک هنرمند بزرگ نبود؛ او الگویی از اخلاق، سادگی و منش انسانی نیز بهشمار میآمد. در زندگی شخصی، همواره فردی متواضع، سلیمالنفس و با مناعت طبع بود. محمدرضا شجریان، یکی از بزرگترین آوازخوانان تاریخ ایران، دربارهاش گفته است:
«شادروان تاج مردی بود سلیمالنفس که هیچگاه بهخاطر مال دنیا و مسائل مادی به کسی کرنش نکرد.»
مرگ و یادگارهای استاد تاج اصفهانی
تاج اصفهانی بامداد روز جمعه ۱۳ آذر ۱۳۶۰ در سن ۷۸ سالگی در منزل خود در اصفهان، پس از ابتلا به بیماریهای مختلف، درگذشت. آرامگاه او در تکیه سیدالعراقین در تخت فولاد اصفهان قرار دارد؛ جایی که همچنان محل ادای احترام دوستداران موسیقی و علاقهمندان به آثار اوست.
صدای استاد جلالالدین تاج اصفهانی همچون نغمهای به یادگار از تاریخ و فرهنگ ایران، در عمق موسیقی کلاسیک ایرانی نفوذ کرده و هنوز هم در گوشها و قلبها میپیچد.
صدای استاد تاج؛ ترکیب بینظیر احساس و تکنیک
محمد ملکمسعودی، یکی از شاگردان برجسته استاد تاج اصفهانی، در گفتوگو با ایسنا درباره ابعاد مختلف شخصیت و آثار این آوازخوان بزرگ ایران اظهار کرد:
«صدای استاد تاج اصفهانی، صدای بینظیری بود که هرگز در تاریخ آواز ایران تکرار نشد. او با تکنیکهای منحصربهفردی که در آواز داشت، توانست نهتنها در ایران، بلکه در دنیای موسیقی ایرانی خود را متمایز کند. صدای او همزمان قدرت و لطافت را در خود داشت. تاج به کلمات زندگی میبخشید و آوازش نهتنها یک تکنیک، بلکه یکزبان بود که از دل شعر برخاسته و به دل شنونده راه پیدا میکرد.»
وی افزود: استاد تاج بهخوبی میدانست که آوازخواندن صرفاً یک هنر صوتی نیست، بلکه باید روح و احساس شعر را منتقل کند. در تحلیلهایی که بعد از هر قطعه ارائه میداد، همیشه بر این نکته تأکید میکرد که خواننده باید از درون شعر و احساس آن آگاه باشد. او به شاگردانش میآموخت که اگر شعر را درک نکردند، هرگز نمیتوانند احساس واقعی آن را در آواز خود پیاده کنند و همواره میگفت:
«آواز بدون احساس، همانند درختی است که ریشه در خاک ندارد.»
تحلیلهای او آنقدر دقیق و ژرف بود که بسیاری از خوانندگان همدوره ایشان و حتی نسلهای بعدی، هرگز نتوانستند به چنین عمق تحلیلی دست یابند.
این استاد آواز درباره احساس و تکنیک در آواز استاد تاج بیان کرد: استاد تاج در کلاسهایش همواره به ما یاد میداد که احساس چیزی نیست که بهراحتی بتوان آموزش داد، بلکه باید درونی شود. او تأکید داشت که اگر خواننده نتواند احساس شعر را درک کند، هیچ تکنیک آواز نیز نمیتواند آن را منتقل کند. در واقع، استاد تاج نهتنها تکنیکهای فنی آواز را به ما آموخت، بلکه بیشتر از آن، درک و فهم عمیق شعر و احساسات آن را برای ما ارزشمند کرد.
ملکمسعودی توضیح داد: حضور استاد تاج در تعزیهخوانی و تأثیرات این هنر مذهبی بر سبک آواز ایشان نیز قابلتوجه است. استاد تاج در دوران جوانی خود در تعزیهخوانی هم فعالیت داشت. تعزیه برای استاد تاج، نهتنها یک هنر مذهبی، بلکه فرصتی برای آموختن سبکهای مختلف خوانندگی و خلق تحریرهایی با رنگوبوی مذهبی بود. این هنر تأثیر زیادی بر سبک آواز او گذاشت و در بسیاری از آثارش، میتوان ردپای موسیقی تعزیه را مشاهده کرد. بهویژه در تحریرهای خاصی که در آوازهای عاشقانه و مذهبیاش استفاده میکرد، میشد لحنها و تکنیکهای تعزیهخوانی را تشخیص داد.
وی در مورد نقش پدر استاد تاج، اسماعیل تاجالواعظین، نیز اظهار کرد: پدر استاد تاج، اسماعیل تاجالواعظین، خود یکی از بزرگان علم و هنر در اصفهان بود و تأثیر زیادی بر رشد هنری پسرش داشت. او مردی باتجربه و آگاه در زمینه موسیقی سنتی ایرانی و منبرهای مذهبی بود. اسماعیل تاجالواعظین بهویژه در تشویق پسرش به یادگیری آواز و هنرهای ایرانی نقشی اساسی ایفا کرد. استاد تاج از کودکی در محافل موسیقی و منبرهای پدرش حضور داشت و این محیط فرهنگی و مذهبی، به او کمک کرد تا درک عمیقی از موسیقی ایرانی پیدا کند. همین تأثیرات سبب شد صدای استاد تاج بهعنوان یکی از بهترین صداهای تاریخ موسیقی ایران شناخته شود.
این استاد آواز به علاقه ویژه استاد تاج به شعر سعدی اشاره کرد و گفت: استاد تاج همیشه علاقه خاصی به غزلیات سعدی داشت. در بسیاری از آثارش، این شاعر بزرگ ایرانی را بهعنوان منبع الهام برای انتخاب اشعار برمیگزید. به گفته استاد تاج، سعدی در اشعارش نهتنها مفاهیم عمیق انسانی و اخلاقی را بیان میکند، بلکه ساختار موسیقایی ویژهای دارد که بهراحتی میتوان آن را در قالب آواز اجرا کرد. از نظر او، شعر سعدی بهترین انتخاب برای آوازهای ایرانی بود؛ زیرا این اشعار از نظر موسیقایی بسیار هماهنگ و درعینحال پیچیدهاند.
ملکمسعودی در ادامه درباره تأثیر استاد تاج بر نسلهای بعدی هنرمندان و جایگاه رادیو در موسیقی ایرانی بیان کرد: هرچند استاد تاج همراه با استاد حسن کسایی در رادیو حضور داشت و به اجرای برنامه میپرداخت، اما تأثیر واقعی او بیشتر در کلاسهای خصوصی و محافل هنری نمود پیدا میکرد. او با تربیت شاگردانی همچون حسین خواجه امیری (ایرج)، علیرضا افتخاری، ناصر یزدخواستی، نصرالله معین و هوشمند عقیلی، نقش بزرگی در رشد و توسعه موسیقی ایرانی ایفا کرد. استاد تاج بهویژه در زمینههای تکنیکی آواز، روشهای خاصی را آموزش میداد که بسیاری از شاگردانش توانستند از آن در موسیقی خود بهره ببرند. رادیو در آن دوران ابزاری برای شناختهشدن هنرمندان بود، اما تاج بیش از همه بر آموزش عمیق و تعامل نزدیک با هنرجویان در محیطهای خصوصی تأکید داشت.
وی در پایان تأکید کرد: جلالالدین تاج اصفهانی بهعنوان یکی از بزرگترین خوانندگان تاریخ ایران، با صدای منحصربهفرد خود، نهتنها در عرصه آواز ایرانی، بلکه در اخلاق و سلوک هنری نیز الگویی بیبدیل بود. استاد تاج، با صدایی که در آن احساس و معنای ژرف شعر و موسیقی ایرانی در هم تنیده شده بود، جایگاهی ویژه در تاریخ موسیقی ایران دارد. صدای او همچنان در دل تاریخ موسیقی ایران باقی خواهد ماند و بهعنوان میراثی فرهنگی و هنری برای نسلهای آینده خواهد درخشید.
و من، همچنان که از مزار «تاجِ آواز ایران» دور میشوم، به درختان سرو و چناری مینگرم که در تخت فولاد سر به آسمان کشیدهاند؛ درختانی که در سایهبان خود، جای خالی استاد جلالالدین تاج اصفهانی را نگه داشتهاند. در این روزهای پاییزی، یاد و خاطره استاد تاج که در دل هر ایرانی جاودانه است، همچنان در گوش تاریخ میپیچد. صدای او که روزگاری در گوشهوکنار ایران شنیده میشد، اکنون در قالب آثارش برای همیشه بهجا مانده است. او با آوازش نهتنها در تاریخ موسیقی ایرانی جایگاهی رفیع یافت، بلکه اخلاق و منش خویش را نیز بهعنوان میراثی ماندگار به نسلها سپرد.
در نهایت، همانطور که استاد مسعودی اشاره کرد، استاد تاج از مهمترین چهرههای تاریخ موسیقی ایران است؛ صدایی بینظیر که همچنان در جان موسیقی ایران زنده است و هرگز فراموش نخواهد شد. هر بیتی از آثار او هنوز در گوش مردم ایران طنین دارد و در دلهایشان جاودانه مانده است.
و من درحالیکه از مزار استاد فاصله میگیرم، با خود زمزمه میکنم:
به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی
به زنده رودش سلامی ز چشم ما رسانی
بنشین در کریاس یاد شاهعباس
بستان از دلبر می
بستان پیدرپی می از دست وی
تا کی تا بتوانی
ساعتی در جهان خرم بودن
بی غم بودن بی غم بودن
با بتی دلستان همدم بودن
محرم بودن با هم بودن
ای بت اصفهان زان شراب جلفا
ساغری در ده ما را
ما غریبیم ای مه
بر غریبان رحمی کن خدا را























