به گزارش خبرگزاری ریتم؛ روزنامه فرهیختگان در گزارشی تحلیلی به بررسی موج تازه لغو کنسرتها در کشور پرداخته و نوشته است: ماجرا از یک خواننده شروع میشود؛ خوانندهای که کارش صدا، صحنه و کنسرت است. نه سخنگوی سیاسی است و نه رهبر اعتراض، اما همین حضور روی صحنه، او را به نقطهای حساس بدل میکند.
در این گزارش، به ماجرای حیدو هدایتی اشاره شده است؛ خوانندهای که قصد داشت کنسرتی خیریه در بندرعباس برگزار کند و تمام درآمد آن را به خانوادههای جانباختگان حادثه اسکله شهید رجایی اختصاص دهد. ایدهای ساده و شفاف که قرار بود موسیقی را به حمایت واقعی تبدیل کند.
به نقل از حیدو هدایتی:
«کنار هم بودن در روزهای دشوار، خود ایستادگی است.»
اما فشارها دقیقاً از همینجا آغاز شد؛ فشاری که نه از یک مطالبه شفاف اجتماعی، بلکه از جریانی میآمد که هر نوع کنش عمومی را ذاتاً نادرست میداند. در نهایت، کنسرت لغو شد؛ اتفاقی که تنها به یک اجرا محدود نماند.
در ادامه گزارش آمده است که در روزهای اخیر، کنسرتهای متعددی در شهرهای مختلف لغو شدهاند؛ از جمله اجراهای مسعود صادقلو، سامان جلیلی، عرفان طهماسبی و بردیا مهرآرا.
در این میان، موضع همایون شجریان نیز مورد توجه قرار گرفت. او در توضیح لغو کنسرتهای اروپایی خود نوشت:
«اجرای کنسرت برای من ممکن نیست… سوگوار و همدل شما هموطنان عزیزم هستم.»
گزارش فرهیختگان در ادامه این پرسش را مطرح میکند که آیا خاموش کردن صحنه، تنها راه همدلی است؟ یا میتوان صحنه را به فضایی برای گفتوگو و همراهی تبدیل کرد؛ مسیری که علیرضا عصار در اصفهان آن را انتخاب کرد و لغو کنسرت را «فرار» دانست.
همچنین محمد قیامتی با اشاره به چرخه اقتصادی کنسرتها تأکید کرده است:
«کنسرت فقط سرگرمی نیست؛ یه جور کاسبیه که واسه هر شبش حداقل پنجاه نفر ازش نون میخورن.»
در بخش دیگری از گزارش، به تناقض آشکار میان لغو کنسرتهای داخلی و ادامه اجرای خوانندگان خارجنشین اشاره شده است؛ جایی که کنسرتهای ابی، معین و شادمهر عقیلی بدون وقفه ادامه دارد.
در پایان، این گزارش نتیجه میگیرد که لغو کنسرتها نه به نفع مردم است و نه صدای اعتراض را رساتر میکند، بلکه تنها به سود جریانهایی تمام میشود که از خاموشی فرهنگ و رکود صحنه موسیقی استقبال میکنند.























