• امروز : شنبه, ۱۶ اسفند , ۱۴۰۴
  • برابر با : Saturday - 7 March - 2026
0

موسیقی دیپ‌فیک؛ چالش‌های حقوقی و اخلاقی صدای شبیه‌سازی‌شده

  • کد خبر : 8467
  • ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۲۷
موسیقی دیپ‌فیک؛ چالش‌های حقوقی و اخلاقی صدای شبیه‌سازی‌شده
موسیقی دیپ‌فیک این روزها با وایرال شدن آهنگ‌هایی که تنها «صدای شبیه‌سازی‌شده» خواننده‌های مشهور را دارند، به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات صنعت موسیقی تبدیل شده است؛ پدیده‌ای که هم مرزهای اخلاقی را به چالش می‌کشد و هم سوال‌های جدی درباره کپی‌رایت، دستمزد و مالکیت صدا مطرح می‌کند.

موسیقی دیپ‌فیک؛ چالش‌های حقوقی و اخلاقی صدای شبیه‌سازی‌شده | جزئیات

به گزارش خبرگزاری ریتم؛ در روزهایی که شبکه‌های اجتماعی با آهنگ‌های تازه از هنرمندان ایرانی و خارجی پر می‌شود، یک خط قرمز جدید هم پررنگ‌تر از قبل دیده می‌شود: آثاری که «جدید» هستند اما صدای خواننده در آن‌ها واقعی نیست و با هوش مصنوعی شبیه‌سازی شده است. موسیقی یکی از آخرین حوزه‌هایی بود که در برابر این فناوری مقاومت می‌کرد، اما حالا «دیپ‌فیک» در موسیقی هم به واقعیت تبدیل شده است.

فرآیند ساخت چنین آثارى معمولاً با آموزش یک مدل هوش مصنوعی بر اساس صدای یک خواننده انجام می‌شود. نتیجه همیشه هم بد نیست و گاهی حتی خلاقیت زیادی در تولید این قطعات به کار می‌رود. با این حال، مسئله فقط کیفیت خروجی نیست؛ در بسیاری از موارد اجازه‌ای از صاحب صدا گرفته نمی‌شود و پرسش‌هایی مانند اینکه چه کسی باید دستمزد استریم را دریافت کند و آیا این کار از نظر اخلاقی درست است یا نه، به چالش‌های اصلی موسیقی دیپ‌فیک تبدیل شده‌اند.

دیتاست‌های بدون مجوز

برای ساخت یک قطعه دیپ‌فیک از یک هنرمند مشهور، سازندگان باید فایل‌های صوتی صدای او را جمع‌آوری کرده و در قالب یک دیتاست به مدل بدهند. منطقی است که مانند سایر داده‌های متعلق به افراد، رضایت صاحب صدا دریافت شود؛ اما بسیاری از آهنگ‌های دیپ‌فیک، به‌ویژه در ایران، با دیتاست‌های بدون مجوز ساخته می‌شوند و حتی به پلتفرم‌های بزرگی مثل یوتیوب، اسپاتیفای یا تیک‌تاک راه پیدا می‌کنند.

نمونه مشهور جهانی این ماجرا برای دو هنرمند Drake و The Weeknd رخ داد؛ زمانی که کاربری با نام Ghostwriter قطعه‌ای به نام Heart on My Sleeve ساخت. این آهنگ شامل صداهای تولیدشده با هوش مصنوعی بود که شبیه صدای این دو هنرمند ساخته شده بود و حتی به رابطه قبلی The Weeknd هم در ترانه اشاره می‌کرد.

واکنش‌ها و بحث‌های صنعت موسیقی

هرچند بسیاری از طرفداران از این آهنگ استقبال کردند و خلاقیت Ghostwriter را تحسین کردند، اما همه نگاه مثبتی نداشتند. به گزارش The Seattle Times، سخنگوی شرکت Universal Music Group، ناشر اصلی هر دو هنرمند، این پرسش را مطرح کرد: «ذی‌نفعان صنعت موسیقی می‌خواهند در کدام سوی تاریخ بایستند؟ در کنار هنرمندان، طرفداران و خلاقیت انسانی، یا در کنار دیپ‌فیک‌ها، تقلب و محروم کردن هنرمندان از دستمزد و حق‌وحقوق‌شان؟»

قوانین قدیمی کپی‌رایت

اگر هنرمندی نخواهد صدایش شبیه‌سازی شود، قوانین کپی‌رایت فعلاً ممکن است کمک زیادی نکنند؛ چون قوانین حق نشر جهانی زمانی نوشته شده‌اند که فناوری‌های امروز وجود نداشتند و قانون هنوز در تلاش برای همگام شدن با این تحولات است.

یکی از نزدیک‌ترین پرونده‌های حقوقی مرتبط با «سرقت صدا» در ایالات متحده به دهه ۱۹۹۰ برمی‌گردد. طبق گزارش Los Angeles Times، خواننده Tom Waits توانست ۲.۴۷۵ میلیون دلار غرامت از شرکت Frito-Lay Inc دریافت کند؛ در آگهی تبلیغاتی این شرکت از صدایی استفاده شده بود که آن‌قدر به Tom Waits شباهت داشت که ممکن بود مردم تصور کنند خود او پشت کمپین قرار دارد. درباره آهنگ‌های دیپ‌فیکی امروز هم می‌توان همین را گفت، با این تفاوت که موسیقی تولیدشده با هوش مصنوعی هنوز در یک نبرد حقوقی جدی مورد آزمون قرار نگرفته است.

در همین مسیر، همه هنرمندان هم مخالف شبیه‌سازی نیستند. برای مثال، Holly Herndon تصمیم گرفت نسخه صوتی دوقلوی خود با نام Holly+ را به‌صورت رسمی مجاز اعلام کند و هم‌زمان سیستمی برای تضمین دستمزد منصفانه ایجاد کند. با این حال، مسئله اصلی پابرجاست: قانون مشخص و صریحی وجود ندارد که تصریح کند پیش از استفاده از صدای یک هنرمند باید از او اجازه گرفته شود. تا آن زمان، هنرمندان ممکن است خود را در «غرب وحشی» فناوری هوش مصنوعی ببینند؛ جایی که قانونی روشن برای هدایت آن‌ها وجود ندارد. البته در ایران حتی قوانین عادی کپی‌رایت هم رعایت نمی‌شود، چه برسد به وضع قوانین برای استفاده از هوش مصنوعی در موسیقی.

چه کسی پول می‌گیرد؟

اینکه آیا درست است با استفاده از صدای یک نفر از موسیقی کسب درآمد شود، پرسشی پیچیده است؛ به‌ویژه با افزایش انتشار موسیقی‌های دیپ‌فیک در پلتفرم‌های استریم و شبکه‌های اجتماعی.

اجرای کاور یک آهنگ مشهور و انتشار آن در یوتیوب یا اسپاتیفای، عموماً چارچوب‌های قانونی مشخصی دارد، چون عناصر موسیقایی مانند ملودی و ساختار بازخوانی می‌شوند. اما کلون‌های صوتی متفاوت‌اند: ساختن یک آهنگ کاملاً جدید با استفاده از صدای شخص دیگری. اگر ابزارهای هوش مصنوعی و دیتاست‌های بدون مجوز نبود، کلون‌های صوتی هم شکل نمی‌گرفتند؛ و همین‌جا بحث «هویت صوتی» و ارزش سال‌ها تلاش یک هنرمند مطرح می‌شود.

ژانری در منطقه خاکستری

برای پیچیده‌تر شدن ماجرا، برخی موسیقی دیپ‌فیک را کاملاً منفی نمی‌دانند و آن را با «فن‌فیکشن» مقایسه می‌کنند؛ نوعی ادای احترام خلاقانه و سرگرم‌کننده. همین نگاه باعث می‌شود نتوان به‌سادگی آن را ممنوع یا تابو دانست. با این حال، همان‌طور که Financial Times نوشته است، شرکت Universal Music Group تلاش کرده آثار کم‌کیفیت، از جمله قطعات ساخته‌شده با هوش مصنوعی، از پلتفرم‌های استریم حذف شوند و در نهایت پلتفرم‌هایی مانند Spotify، Apple Music یا Tidal ناچار خواهند بود تصمیم بگیرند این نوع موسیقی را مجاز می‌دانند یا نه.

نگرانی‌های اخلاقی درباره نژاد و هویت

بخش مهمی از موج اولیه موسیقی دیپ‌فیک با تقلید از رپ شکل گرفت؛ ژانری با ریشه‌های تاریخی در جامعه آفریقایی‌ـ‌آمریکایی. همین موضوع نگرانی‌هایی درباره نژاد و هویت ایجاد کرده است. نویسنده، Lauren Chanel، در مقاله‌ای در The New York Times می‌گوید: «این هم راه دیگری است برای اینکه افرادی که سیاه‌پوست نیستند، لباس یک فرد سیاه‌پوست را بپوشند، دستان‌شان را بالا ببرند و کانیه وست یا دریک را مثل یک عروسک به حرکت درآورند و این برای من نگران‌کننده است. این فقط نمونه دیگری در زنجیره‌ای طولانی از کم‌اهمیت شمردن تلاشی است که برای خلق هنری لازم است که از نظر تاریخی، سیاه‌پوستان آن را پدید آورده‌اند.»

این نخستین بار هم نیست که موسیقی مبتنی بر هوش مصنوعی از نظر اخلاقی مسئله‌ساز می‌شود. طبق گزارش Rolling Stone، یک رپر آواتاری مجازی به نام FN Meka با یک شرکت موسیقی قرارداد امضا کرد، اما پس از آن که گروه آنلاین حقوق مدنی Industry Blackout اعلام کرد این پروژه «کلیشه‌های زننده‌ای» درباره فرهنگ سیاه‌پوستان را بازتولید می‌کند، به‌سرعت کنار گذاشته شد.

آسیب رساندن به هنرمندان و آینده نزدیک

یکی از مهم‌ترین نکات، اثر احساسی و روانی چنین آهنگ‌هایی بر هنرمند است؛ به‌خصوص وقتی صدای شبیه‌سازی‌شده درباره اتفاق‌هایی می‌خواند که رخ نداده یا احساساتی را بیان می‌کند که متعلق به او نیست. در ماجرای آهنگ جعلی Drake با حضور The Weeknd، اشاره به Selena Gomez، ترکیبی از واقعیت زندگی شخصی با اشعار ساختگی ساخت که می‌توانست آزاردهنده باشد.

در کنار آن، تولید متن‌های «به سبک» هنرمندان هم نگرانی‌ها را بیشتر کرده است. همان‌طور که Nick Cave می‌گوید: «آنچه ChatGPT در این مورد انجام می‌دهد، نوعی بازتولیدِ کاریکاتورگونه و تحریف‌آمیز است.»

با دسترسی روزافزون به ابزارهای هوش مصنوعی، تشخیص تفاوت صدای واقعی و صدای تولیدشده بسیار دشوار شده و همین مسئله باعث می‌شود یک آهنگ دیپ‌فیک قبل از حذف، به‌راحتی وارد پلتفرم‌های استریم شود. در چنین شرایطی، کسب رضایت، پرداخت دستمزد منصفانه، و تعیین چارچوب‌های اخلاقی و حقوقی، به موضوعاتی فوری برای هنرمندان و صنعت موسیقی تبدیل شده‌اند؛ مسائلی که با سرعت رشد فناوری، هر روز جدی‌تر می‌شوند.

لینک کوتاه : https://rhythm.news/?p=8467

همچنین بخوانید!

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.