ناگفتههای شجریان در مطبوعات؛ کتابی که «خودسانسوری» را شکست! | جزئیات
به گزارش خبرگزاری ریتم؛ یکی از بزرگترین مصائبی که هنر ایران، بهویژه موسیقی، با آن دستبهگریبان است، نبود تحقیقات تاریخی و جامعهشناختی دقیق است. برخلاف غرب که زندگی هنرمندانی چون موتسارت و بتهوون توسط مورخان بزرگی مثل نوربرت الیاس و امیل لودویگ کالبدشکافی شده، در ایران با فقری مزمن در این حوزه روبرو هستیم. استاد محمدرضا لطفی پیشتر به درستی اشاره کرده بود که علت نبود تحلیلهای عمیق، فقدان «لوازم و پایههای بنیادین» تحقیق است.
در واقع، وقتی مصالح اولیه برای نگارش تاریخ وجود ندارد، مورخ یا جامعهشناس نمیتواند درباره یک هنرمند یا نهاد هنری نظریه صادر کند. در ایران، آنچه به نام تاریخ موسیقی عرضه شده، اغلب جُنگی از خاطرات پراکنده، تصاویر و وقایعِ آکنده از خودسانسوری است که بیشتر به «پشت سر مرده حرف نزدن» شباهت دارد تا پژوهش علمی.
کتاب سرود سیاوش؛ فراتر از یک زندگینامه معمولی
کتاب تازه منتشر شده کیوان یداللهی با نام کتاب سرود سیاوش، تلاشی است برای پایان دادن به این وقایعنگاریهای سلیقهای. این اثر با جستوجویی عظیم در مطبوعات پیش از انقلاب (۱۳۴۵ تا ۱۳۵۷)، مواد خام مورد نیاز برای درک سوانح احوال محمدرضا شجریان را فراهم کرده است. شجریان نهتنها یک آوازخوان، بلکه تاثیرگذارترین چهره اجتماعی و فرهنگی تاریخ موسیقی اصیل ایرانی است و تحلیل زندگی او نیازمند چنین اسناد مستندی بود.
این کتاب به خواننده اجازه میدهد سوار بر ماشین زمان، روند رشد و تاثیرگذاری شجریان را طبق گاهشماری دقیق مطبوعاتی دنبال کند. ارزش این اثر حتی از کتابهایی مانند «راز مانا» که زیر نظر خود استاد تدوین شده، بالاتر ارزیابی میشود؛ چراکه «راز مانا» تصویری بود که هنرمند «دوست داشت» از خود ارائه دهد، اما کتاب سرود سیاوش مانند آینهای تمامنما، زوایای مختلف حضور او در رسانههای آن دوران را بدون روتوش نشان میدهد.
نقد فنی و پرسشهای بیپاسخ در تاریخنگاری شجریان
با وجود اهمیت بالای این اثر، منتقدان به برخی کاستیهای روشی نیز اشاره کردهاند. برای مثال، جای خالی «امور ناموجود» در کتاب حس میشود؛ یعنی آثاری از شجریان که در آن سالها تولید شده اما در مطبوعات بازتابی نداشتهاند. همچنین، توضیحاتی در پاورقی برای روشن کردن نقاط اتصال روندهای تاریخی، مانند ریشههای درگیری لفظی میان خوانندگان پاپ و سنتی در سالهای ۵۶ و ۵۷، میتوانست به غنای کتاب بیفزاید.
یکی دیگر از پرسشهای مهم، وضعیت فعالیتهای شجریان در رادیو مشهد است. مطبوعات محلی مشهد در آن دوران چه تصویری از او ارائه دادهاند؟ اینها حلقههای مفقودهای هستند که هنوز در هالهای از ابهام قرار دارند. با این حال، کتاب سرود سیاوش گامی بلند و رو به جلو برای فهم این موضوع است که چرا و چگونه موسیقی اصیل ایران به جایگاه کنونی خود رسیده است.
سابقه فعالیت هنرمند و اهمیت اسناد
انتشار این کتاب میتواند الگویی برای شاگردان و علاقهمندان سایر اساتید موسیقی باشد تا با جمعآوری اسناد مشابه، از فراموشی تاریخ هنر ملی جلوگیری کنند. این اثر ثابت میکند که برای درک واقعی یک اسطوره، باید فراتر از خاطرات شخصی رفت و به بایگانیهای رسمی و مطبوعاتی رجوع کرد تا سره از ناسره در تاریخنگاری موسیقی ایران شناخته شود.























