• امروز : دوشنبه, ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 15 June - 2026
0

‏افشاگری‌های حسن کسائی؛ از فحش همسایه‌ها تا جادوی نی

  • کد خبر : 10112
  • 25 خرداد 1405 - 15:38
‏افشاگری‌های حسن کسائی؛ از فحش همسایه‌ها تا جادوی نی
به مناسبت چهاردهمین سالگرد درگذشت حسن کسائی، مردی که نامش با ساز نی گره خورده است، به بازخوانی گفتگوهای جنجالی و ناگفته‌های زندگی او پرداخته‌ایم؛ هنرمندی که از فحش شنیدن نترسید تا موسیقی ایران را جهانی کند.

‏افشاگری‌های حسن کسائی؛ از فحش همسایه‌ها تا جادوی نی| جزئیات

به گزارش خبرگزاری ریتم؛ نام نی که می‌آید، محال است از حسن کسائی یاد نشود. او همان نابغه‌ای است که در سال ۱۳۲۹ برای اولین‌بار ساز نی را از انزوای محلی خارج کرد و به قلب ارکسترهای بزرگ برد. فعالیت‌های بین‌المللی او از سال ۱۳۴۶ آغاز شد و تا یک دهه بعد، با غول‌های موسیقی جهان نظیر راوی شانکار، شاران رانی و بسم‌الله خان به تبادل هنری پرداخت.

کسائی آخرین برنامه رسمی خود در رادیو ایران را در کنار اسطوره‌هایی چون جلیل شهناز، محمدرضا شجریان و جهانگیر ملک اجرا کرد. اگرچه در دهه ۶۰ فعالیت او در رادیو با وقفه‌ای کوتاه روبرو شد، اما او هرگز خانه‌نشین نشد و با سفر به کشورهای اروپایی، نوای نی ایران را در قاره سبز طنین‌انداز کرد. سرانجام در سال ۱۳۷۰ با حضور در جشنواره نی‌نوازان، بازگشتی شکوهمنمد به صحنه داخلی داشت.

‏از آواز تا نی؛ تغییر سرنوشت در سن بلوغ

استاد کسائی در یکی از گفتگوهای ماندگار خود با غلامحسین معتمدی، پرده از راز انتخاب ساز نی برداشت. او که از کودکی در خانه‌ای بزرگ شده بود که مرکز تجمع اساتیدی چون تاج اصفهانی و طاهرزاده بود، ابتدا با آواز شروع کرد. او درباره آن دوران می‌گوید:

‏بنده از ۳ سالگی یک نمایشنامه‌ای را با پدرم رفتم دیدم از بیژن و منیژه… فردای آن روز من این شعر را عیناً برای پدرم خواندم. او تعجب کرد… بنده به مرور متوجه شدم صدایی دارم و شروع به خواندن کردم تا به سن بلوغ رسیدم و نتوانستم صدا را در تغییر حنجره حفظ کنم؛ یعنی صدا الآن هم دو دونگ هست اما چون نتوانستم صدای اوج خواندن را حفظ کنم، به یک ساز دیگر پناه بردم و آن نی بود.»

او تنها سه ماه نزد استاد مهدی نوایی مشق کرد، اما ذوق سرشارش که از چشمه ابوالحسن صبا سیراب می‌شد، او را به جایگاهی رساند که نی را به سازی سولیست و تراز اول تبدیل کرد.

‏سه‌تار؛ پناهگاهی برای روزهای پیری و دندان‌های ریخته!

یکی از بخش‌های جالب زندگی کسائی، روی آوردن او به ساز سه‌تار در میانسالی بود. او با صراحتی بی‌نظیر درباره این تصمیم می‌گوید:

اکنون که در آستانه ۵۰ سالگی هستم، ولی برای روز پیری که نمی‌دانم به آن می‌رسم یا نه، سه‌تار را انتخاب کردم که اگر دندانم ریخت یا نتوانستم نی بزنم، هم آبروی گذشته‌ام را حفظ کنم و هم یک سازی داشته باشم که دق نکنم… زمانی که سه‌تار را دست گرفتم، فکر نکنید که از مردم بابت سه‌تار کم فحش شنیدم، بابت نی هم بیشتر از سه‌تار از مردم فحش شنیدم تا «کسائی» شدم. اگر که گوشم به فحش و اعتراض مردم بدهکار بود هیچوقت هنری نداشتم.

او معتقد بود که حتی پنجه‌اش روی پرده‌های سه‌تار، امضای خاص خودش را دارد و این جسارت در تغییر ساز، نشان‌دهنده عشق بی‌پایان او به زیستن در دنیای موسیقی بود.

‏صبا؛ استادی که ویولن می‌زد اما نی می‌آموخت

کسائی همیشه موثرترین استاد خود را «صبا» معرفی می‌کرد، در حالی که ساز اصلی صبا ویولن بود. او در یک گفتگوی رادیویی درباره این پارادوکس آموزشی توضیح داد:

‏حتماً لزوم ندارد کسی که می‌خواهد بخواند، پیش یک خواننده بخواند. البته این لزوم را دارد که آن‌کسی که می‌خواهد یاد دهد به علم موسیقی محیط باشد… من از بیش از ۲۰ تا ۳۰ استاد توانستم عصاره و شیره زیبایی‌ها را درک و در خودم حفظ کنم. مثلاً به رادیو گوش می‌دادم، استاد صبا که شوشتری می‌زدند، مثل چیزی که حک شده باشد در مغز من، این جمله‌ها، فرازها و نشیب‌ها را ناخودآگاه می‌گرفتم. بنابراین این عشق و علاقه‌ای که از کودکی در من به وجود آمده بود، من را مثل این رودخانه زاینده‌رود، با خودش برد.

حسن کسائی در ۲۵ خرداد ۱۳۹۱ در ۸۴ سالگی چشم از جهان فروبست و در خاک اصفهان آرام گرفت، اما میراث او و راهی که برای ساز نی گشود، تا ابد در تاریخ موسیقی ایران ماندگار خواهد بود.

لینک کوتاه : https://rhythm.news/?p=10112

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.