شاهگل بامداد افشار در موسیقی رئالیتیشوی شاهگل | جزئیات
به گزارش خبرگزاری ریتم؛ موسیقی در یک رئالیتیشوی رقابتی، بهویژه زمانی که بخش مهمی از جذابیت برنامه بر استرس، تصمیمگیری، بلوف و واکنشهای روانی شرکتکنندگان استوار است، میتواند نقشی فراتر از همراهی ساده تصاویر داشته باشد؛ اتفاقی که در رئالیتیشوی شاهگل نیز با موسیقی بامداد افشار قابل پیگیری است.
شاهگل به کارگردانی نیک یوسفی، چهارشنبهها از فیلمنت پخش میشود و در کنار ساختار رقابتی، فضای تاریک دکور، موقعیتهای پرتنش بازی و حضور مهران مدیری، از یک ساختار موسیقایی و صوتی بهره میبرد که بخش قابلتوجهی از اتمسفر برنامه را شکل میدهد.
براساس گزارشی به قلم آرش پارساپور در فیلمنت نیوز، یکی از مهمترین ویژگیهای موسیقی این برنامه، فاصله گرفتن بامداد افشار از برخی الگوهای متداول و کلیشهای موسیقی تعلیق و حرکت به سمت استفاده از نشانهها و رگههایی از موسیقی بومی و ایرانی است.
در این گزارش آمده است:
بامداد افشار در موسیقی شاه گل به جای استفاده از افکتهای تعلیقآورِ کلیشهای و غربی، رگههایی از موسیقی بومی را به کار گرفته است.
موسیقی بامداد افشار در قلب شاهگل
بامداد افشار که پیش از این نیز تجربههای متعددی در زمینه ساخت موسیقی و خلق فضاهای صوتی متفاوت داشته، در شاهگل موسیقی را صرفاً به شکل یک Background Music یا موسیقی پسزمینه به کار نگرفته است.
ساختار صوتی برنامه به شکلی طراحی شده که موسیقی در بسیاری از لحظات به بخشی از اتفاقات درون مسابقه تبدیل میشود و همراه با تغییر شرایط بازی، واکنش بازیکنان و افزایش یا کاهش تنش، حرکت میکند.
یکی از ویژگیهای قابلتوجه این موسیقی، استفاده از المانهایی برگرفته از موسیقی سنتی و بومی ایران در دل یک ساختار مدرن و پرالتهاب است.
این انتخاب از یک سو با ریشههای سنتی بازی گل یا پوچ ارتباط دارد و از سوی دیگر، با قرار گرفتن در یک فضای موسیقایی تیره و معاصر، شکل تازهای پیدا کرده است.
به این ترتیب، بامداد افشار بدون آنکه فضای موسیقی را کاملاً به سمت یک ساختار سنتی ببرد، نشانههایی از این موسیقی را وارد اتمسفر مسابقه کرده و آنها را با فضای تعلیقآمیز برنامه پیوند داده است.
هماهنگی موسیقی با حرکت دستها و ریتم مسابقه
یکی دیگر از ویژگیهای موسیقی شاهگل، هماهنگی آن با ضرباهنگ مسابقه و حرکات شرکتکنندگان است.
در بخشهایی از برنامه، ریتم موسیقی به حرکت دست بازیکنان، جابهجایی گوی، لحظات تصمیمگیری و مکثهای حساس آنها واکنش نشان میدهد. با افزایش سرعت حرکت دستها و بالا رفتن هیجان مسابقه، موسیقی نیز شدت بیشتری پیدا میکند و در لحظاتی که بازیکنان برای تصمیمگیری مکث میکنند، ساختار صوتی برنامه نیز به سمت سکون و تعلیق حرکت میکند.
همین ارتباط سبب شده مرز میان موسیقی و طراحی صدا یا Sound Design در بخشهایی از شاهگل کمتر از حالت معمول قابل تشخیص باشد.
حرکتهای فیزیکی شرکتکنندگان، کوبیدن دستها روی میز، نگاههای خیره، سکوتهای کوتاه و واکنشهای ناگهانی بازیکنان در کنار اصوات و موسیقی ساخته بامداد افشار قرار گرفتهاند تا مجموعهای یکپارچه از صدا و تصویر شکل بگیرد.
در نتیجه، موسیقی تنها پسزمینه اتفاقات نیست و در لحظاتی به بخشی از ریتم خود بازی تبدیل میشود.
شاهگل؛ نقطه اوج موسیقی بامداد افشار
یکی از مهمترین تغییرات در موسیقی برنامه زمانی اتفاق میافتد که رقابت به مرحله شاهگل میرسد؛ بخشی که به دلیل حساسیت بالاتر بازی، فضای متفاوتی نسبت به مراحل قبلی دارد.
بامداد افشار در این قسمت بهتدریج از ریتمهای مینیمالتر فاصله میگیرد و به سمت استفاده از عناصر موسیقی حماسی و ارکسترال حرکت میکند.
حضور سازهای زهی، ریتمهای تپنده و افزایش حجم موسیقی باعث میشود فشار روانی این بخش برای مخاطب نیز محسوستر شود و مرحله شاهگل از نظر شنیداری، ابعادی بزرگتر از یک رقابت ساده پیدا کند.
یکی از مشخصترین عناصر موسیقایی این بخش، استفاده از گروه کُر و تکرار عبارت شاهگل… شاهگل است.
تکرار این عبارت با حالوهوایی آیینی روی بستر موسیقی ارکسترال قرار گرفته و به یکی از نشانههای شنیداری قابل تشخیص برنامه تبدیل شده است.
استفاده از این تم آوازی، علاوه بر ایجاد هیجان بیشتر، عنوان مسابقه را نیز وارد ساختار موسیقایی اثر کرده و باعث شده عبارت شاهگل تنها نام برنامه یا یکی از مراحل مسابقه نباشد، بلکه به بخشی از هویت صوتی آن تبدیل شود.
پیوند موسیقی و طراحی صدا در شاهگل
در کنار آهنگسازی، نحوه میکس و قرار گرفتن موسیقی در کنار دیگر صداهای برنامه نیز بخش مهمی از تجربه شنیداری شاهگل است.
با وجود افزایش حجم و شدت موسیقی در لحظات حساس، گفتوگوها، پچپچهای بازیکنان، کریخوانیها و صدای مهران مدیری همچنان به شکل واضح شنیده میشوند.
این ویژگی سبب شده موسیقی بدون آنکه بر مکالمات سایه بیندازد یا مانعی برای شنیدن دیالوگها ایجاد کند، نقش خود را در افزایش هیجان و شکل دادن به فضای مسابقه حفظ کند.
موسیقی در چنین ساختاری، بیشتر بهعنوان نیرویی در زیر پوست تصاویر عمل میکند؛ نیرویی که در کنار تدوین، طراحی صدا، اجرای مجری و واکنش شرکتکنندگان، به حفظ ضرباهنگ برنامه کمک میکند.
شاهگل بامداد افشار و هویت شنیداری یک رئالیتیشو
موسیقی شاهگل را میتوان یکی دیگر از تجربههای بامداد افشار در پیوند آهنگسازی با طراحی فضای صوتی دانست؛ تجربهای که اینبار مستقیماً با ساختار یک رئالیتیشو و بازی ریشهدار گل یا پوچ گره خورده است.
استفاده از نشانههای موسیقی ایرانی در کنار عناصر مدرن، سازهای زهی، ساختار ارکسترال، ریتمهای تعلیقآور و حضور گروه کُر، مجموعهای را شکل داده که همزمان با حرکت دستها، تصمیمها و واکنشهای بازیکنان، فضای روانی مسابقه را نیز دنبال میکند.
در این میان، شاهگل بامداد افشار را میتوان نه فقط به یک قطعه یا بخش مشخص از موسیقی برنامه، بلکه به کلیت هویت صوتی این رئالیتیشو نسبت داد؛ هویتی که از مراحل ابتدایی رقابت آغاز میشود و با رسیدن مسابقه به مرحله شاهگل، به نقطه اوج خود میرسد.
بامداد افشار در این پروژه تلاش کرده است میان ریشه سنتی بازی گل یا پوچ، زبان موسیقایی معاصر و نیاز یک رئالیتیشوی پرتنش به تعلیق و هیجان، ارتباطی شنیداری ایجاد کند؛ ارتباطی که موسیقی را از یک عنصر صرفاً تزئینی خارج کرده و به بخشی از روایت و ریتم مسابقه تبدیل میکند.




















