ریشارد واگنر و هیتلر؛ پیوند موسیقی و ایدئولوژی نازی | جزئیات
به گزارش خبرگزاری ریتم؛ در ۲۲ مه ۱۸۱۳، در بحبوحه جنگهای ناپلئونی، ویلهلم ریشارد واگنر در محله یهودیان لایپزیگ متولد شد. طنز تلخ روزگار اینجاست که او بعدها به یکی از مرتجعترین چهرههای یهودستیز تاریخ تبدیل شد. واگنر که در جوانی با شنیدن سمفونی نهم بتهوون دچار انقلابی درونی شده بود، بتهوون را «ابرانسان» موسیقی مینامید؛ غافل از اینکه خود او روزی به خدای زمینی دیکتاتوری دیگر تبدیل خواهد شد.
واگنر در خون من است؛ شیفتگی جنونآمیز هیتلر
بخش تاریک میراث واگنر، تأثیر بیبدیل او بر آدولف هیتلر است. برای پیشوای نازیها، واگنر تنها یک آهنگساز نبود، بلکه تجسم «روح آلمان» محسوب میشد. آلبرت اشپیر، معمار رایش سوم، در خاطراتش مینویسد: «چشمان هیتلر هنگام شنیدن موسیقی واگنر خیس میشد؛ برای او، واگنر یک دین بود.»
هیتلر که از ۱۲ سالگی با اپرای «لوهنگرین» شیفته این فضا شده بود، در دوران فقر و آوارگی در وین، حتی از وعدههای غذایی خود میگذشت تا بلیت اپرا تهیه کند. او در کتاب «نبرد من» صراحتاً بیان کرد که هر اجرای واگنر برایش حکم یک آیین مذهبی را داشته است. این شیفتگی تنها به موسیقی محدود نبود؛ هیتلر عقاید یهودستیزانه و نژادگرایانه واگنر را نیز با جان و دل پذیرفت.
عمو ولف در بایرویت؛ پیوند خانوادگی با دیکتاتور
پس از قدرت گرفتن نازیها در سال ۱۹۳۳، شهر بایرویت و جشنواره مشهور آن به زیارتگاه شخصی هیتلر تبدیل شد. وینفرد واگنر، عروس آهنگساز، از نخستین طرفداران هیتلر بود و رابطهای بسیار نزدیک با او داشت. فرزندان واگنر، هیتلر را با نام رمز «عمو ولف» صدا میزدند و او را عضوی از خانواده خود میدانستند.
هیتلر در سخنرانی سال ۱۹۳۸ خود اعلام کرد: «کسی که میخواهد سوسیالیسم ملی آلمان را درک کند، باید واگنر را بشناسد.» او خود را «زیگفریدی» (قهرمان اپراهای واگنر) میدید که مأمور نابودی جهان کهن و ساختن انسانی نو است. ایده «اثر هنری جامع» واگنر نیز الگوی اصلی پروپاگاندای نازیها در میتینگهای بزرگ نورنبرگ قرار گرفت.
موسیقی در اردوگاهها؛ افسانه یا واقعیت؟
تصور عمومی بر این است که در اتاقهای گاز موسیقی واگنر پخش میشد، اما تحقیقات تاریخی نشان میدهد که سران نازی آثار او را بیش از حد «والا» میدانستند که برای زندانیان پخش شود. با این حال، در اردوگاههایی مانند داخائو، از موسیقی او برای «بازآموزی» زندانیان سیاسی استفاده میشد.
پاملا پاتر، محقق موسیقی، معتقد است اگرچه واگنر ۳۰ سال پیش از ظهور نازیسم درگذشت، اما موسیقی او به نماد رژیمی بدل شد که میلیونها انسان را به کام مرگ فرستاد. واگنر در مقالات خود صراحتاً از لزوم پاکسازی فرهنگ آلمانی سخن گفته بود و در نامهای به کینگ لودویگ پیشبینی کرده بود که روزی یک رهبر با اراده پولادین، عناصر فاسد را از ملت بیرون خواهد راند.
واگنر در آینه تاریخ معاصر
امروز میراث واگنر جهان را به دو دسته تقسیم کرده است. متفکرانی مانند تئودور آدورنو معتقدند ردپای فاشیسم را میتوان در خودِ آثار او و ستایش از قدرت مقتدر یافت. در مقابل، هنرمندانی چون دانیل بارنبویم معتقدند «نتها بیگناهند» و نباید نبوغ هنری را با ایدئولوژی آلوده کرد. واگنر هشداری است ماندگار که نشان میدهد چگونه هنر میتواند در عین زیبایی، از سیاهترین اعماق روح بشر برخیزد.























