ثبت ملی بیفایده؟ افشاگری رضا ترکچین از وضعیت اسفبار موسیقی هرمزگان | جزئیات
به گزارش خبرگزاری ریتم؛ چند سالی است که اهالی موسیقی نواحی ایران شرایط بسیار بغرنجتری را نسبت به گذشته تجربه میکنند. اساتید، پیشکسوتان و حتی نسلهای جدید این حوزه همواره در رنج و محدودیت به سر بردهاند؛ چرا که حمایتهای مالی و معنوی از آنها هرگز کافی نبوده است. از سوی دیگر، تعداد بالای هنرمندان، پژوهشگران و مدرسان در مناطق مختلف کشور، پوشش حمایتی کامل را برای نهادهای متولی دشوار کرده است. پس از جنگ دوازدهروزه، موسیقی در تهران و شهرستانها دوباره به حالت تعلیق درآمد و کنسرتها تعطیل شدند؛ اتفاقی که موسیقی نواحی را نیز در سکوت کامل به تعطیلی کشاند.
رضا ترکچین، نوازنده و مدرس سرشناس عود اهل استان هرمزگان، در گفتوگو با ایلنا به تشریح وضعیت فعلی موسیقی در بندرعباس و اهمیت ساز بومی جهله پرداخت. او با انتقاد از عملکرد نهادهای دولتی گفت که دغدغهها و مشکلات معیشتی اهالی موسیقی نواحی برای وزارت ارشاد، انجمن موسیقی و میراث فرهنگی عادیسازی شده است و هیچ شفافیت بودجهای در این ارگانها وجود ندارد. به باور او، حتی یک بانک اطلاعاتی ساده و کارآمد برای شناسایی و حمایت از هنرمندان نواحی وجود ندارد.
جایگاه تاریخی ساز عود در فرهنگ هرمزگان
این نوازنده برجسته درباره اصالت ساز عود در منطقه جنوب توضیح داد:
تکلیف عود که یکی از سازهای ماست، مشخص است. عودسازی ایرانیالاصل است که بربط نام داشته است.
او اشاره کرد که این ساز پیش از فعالیتهای استاد منصور نریمان، نوازندگان کمی در ایران داشت، اما در بندرعباس همواره یک ساز کلیدی بوده است؛ به طوری که هنوز هم در محلههای قدیمی بندرعباس، در اکثر خانهها یک ساز عود (سالم یا خراب) یافت میشود.
ترکچین دلیل این پیوند عمیق را رفتوآمد اهالی جنوب با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس دانست و تاکید کرد:
عود در کنار سازی چون نی جفتی ساز بومی هرمزگان محسوب میشود.
این ساز در طول زمان کاملاً با خلق و خوی مردم هرمزگان و آیینهای سنتی آنها عجین شده است.
از کوزه آب تا ساز جهانی؛ داستان شنیدنی جهله
بخش دیگری از این گفتگو به ساز کوبهای و شگفتانگیز «جهله» اختصاص داشت. ترکچین درباره تفاوت جهله با عود گفت:
در گذشته اینگونه بود که در جهله آب میریختند تا خنک بماند! یعنی همان کوزه؛ که ما آن را جهله مینامیم. این ساز بومی دارای سه سایز مختلف است که در اصطلاح محلی به آنها «گدوک» (سایز کوچک)، «معمولی» و «جمالی» (سایز بزرگ) میگویند.
این ساز که امروزه در تهران و سایر شهرها به عنوان «کوزه» در ارکسترها نواخته میشود، نخستین بار در اوایل دهه شصت توسط «موسی کمالی» به عنوان یکی از ادوات موسیقی کوبهای بومی مورد استفاده قرار گرفت. به مرور زمان، ساختار جهله تغییر کرد و بدنه آن نازکتر شد تا صدادهی بهتری داشته باشد. بعدها شرکتها و برندهای بزرگ پرکاشن در دنیا از این ساز الگوبرداری کرده و آن را به تولید انبوه رساندند.
ثبت ملی سازها؛ رزومهای برای مدیران یا نجات موسیقی؟
اگرچه ساز جهله به ثبت ملی رسیده است، اما رضا ترکچین معتقد است این اقدام گرهی از کار هنرمندان باز نمیکند. او در این باره گفت:
ثبت ملی جهله هیچ دردی را دوا نمیکند. همه چیز در حد حرف است. میدانیم که جهله متعلق به هرمزگان است؛ خب بعدش چه باید کرد؟! اصلاً شما بگو این ساز ثبت نشده باشد! چه فرقی بین قبل از ثبت و بعد از این اتفاق، وجود دارد.
او پیشنهاد داد که برای لمس تغییرات مثبت، باید فرآیند ساخت این ساز در داخل کشور به تولید انبوه برسد تا به جای خرید نمونههای خارجی، برای بومیان درآمدزایی ایجاد شود. ترکچین افزود که این ثبتهای ملی صرفاً به برگ زرینی در رزومه مدیران تبدیل میشود و دستاوردی برای خود موسیقی ندارد.
غفلت از اساتید بزرگ و میراث معنوی جنوب
این مدرس موسیقی با ابراز تاسف از از دست رفتن بزرگان موسیقی نواحی بدون ثبت و ضبط آثارشان، به وضعیت استاد قنبر راستگو اشاره کرد و گفت:
ما الان در هرمزگان استاد قنبر راستگو را داریم. فردی باید بیاید و ایشان را ببرد و از داشتههای ایشان آلبوم یا آلبومهایی را ضبط کند. در این صورت خروجی کار شناسنامه نی جفتی هرمزگان خواهد بود.
او با گلایه از شرایط بد اقتصادی و عدم حمایت ارگانهایی چون اداره ارشاد و میراث فرهنگی تصریح کرد که این نهادها معمولاً برای مسئولان تنها پُلی جهت رسیدن به پستهای بالاتر مانند شورای شهر هستند. وی در مقایسه وضعیت استانها افزود که موسیقی شمال و خراسان شرایط نسبتاً بهتری از جنوب دارند.
ترکچین در پایان با اشاره به تاثیر رویدادهای اجتماعی و تاریخی مانند «جنگ رمضان» بر روحیه هنرمندان گفت:
تمام آثاری که در جنوب (حتی در شادیها) نواخته میشوند غمی در خود دارند. این غم از صدها سال قبل در جنوب وجود داشته است.» او تاکید کرد که هنرمندان تا زمانی که زنده هستند باید قدر دانسته شوند و دغدغه معیشتی نداشته باشند تا بتوانند با میل خود دست به خلق اثر بزنند.























