از حسرت استادیوم آزادی تا انزوای رامسر؛ چرا حبیب تا همیشه مرد تنهای شب ماند؟ | جزئیات
به گزارش خبرگزاری ریتم؛ صدای بم تنور و لحن پر از طنین او، برای همیشه در حافظه شنیداری ایرانیان ماندگار شده است. حبیب محبیان در تمام سالهای فعالیت حرفهای خود، از دید مخاطبان و رسانهها تجلی واقعی همان مرد تنهای شب بود؛ اثری که خود آن را به واسطه داغ از دست دادن همزمان مادر و همسرش خواند و تا پایان عمر، عنوان این آهنگ را در تنهایی همیشگیاش معنا کرد. حبیب در حقیقت خوانندهای در سبک پاپ بود که آثارش را با تاثیرپذیری عمیق از موسیقی راک غربی آهنگسازی میکرد.
جزئیات بازگشت حبیب محبیان به وطن و حواشی آن
این هنرمند در سال ۱۳۸۸ با نگارش نامهای به رئیسجمهور وقت، خواستار بازگشت به کشور شد و پس از پذیرش شروطی، در رامسر سکونت گزید. او بعدها در مصاحبهای با رد شایعات اعلام کرد که با اختیار خود به ایران بازگشته است. حبیب حتی قطعهای به نام عشقهای خدایی را برای دفاع مقدس و جنگ هشتساله ساخته بود؛ اثری که در سالهای غربت و زمانی که هیچ تصمیمی برای بازگشت نداشت، آن را خلق کرد.
او در سال ۱۳۸۹ تلاش خود را برای دریافت مجوز آلبوم و برگزاری کنسرت بزرگ در ورزشگاه آزادی آغاز کرد و با اطمینان میگفت:
این کنسرت اگر ۱۰ شب هم برگزار شود، استادیوم ۱۰۰ هزار نفری آزادی خالی نمیماند.
با این حال، رویای اجرای او در آزادی هرگز محقق نشد. اسفندیار رحیممشایی درباره حضور او گفت که هر ایرانی برای فعالیت در چارچوب قانون آزاد است، اما حمید شاهآبادی، معاون هنری وقت وزارت ارشاد صراحتاً اعلام کرد:
خوانندهای که به ایران بازگشته از وزارت ارشاد مجوزی ندارد و آنچه گفته و شنیده شده شایعه است.
ماجرای بازداشت در ماسوله و انتشار کتاب ترانهها
حبیب در سال ۱۳۹۳ در حین ساخت نماهنگ قطعه معروف خرچنگهای مردابی در شهرک تاریخی ماسوله، به دلیل نداشتن مجوزهای ضبط ویدئویی برای مدت کوتاهی بازداشت و سپس آزاد شد. در همان سال، حسین نوشآبادی سخنگوی وزارت ارشاد دولت یازدهم چراغ سبزی به او نشان داد و عنوان کرد:
ایشان میتواند با توجه به نگاه و رویکرد دولت یازدهم به محتوای آثار فرهنگی و هنری، مجدداً به ارائهٔ آلبوم خود برای اخذ مجوز اقدام کند. ارائهٔ مجوز به آثار هنری ربطی به تولید در دولت قبل ندارد و ویژگیهای اثر ارائهشده در شرایط حاضر ملاک است.
در اواخر سال ۱۳۹۳، کتاب گزیده ترانههای او با نام مرد تنهای شب مجوز نشر گرفت و به صورت محدود در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران عرضه شد. پس از درگذشت او نیز در سال ۱۳۹۶، نماهنگ دیره با صدای پسرش احمدرضا و سمیر زند (با صدای مبهم حبیب) مجوز گرفت و پس از سانحه کشتی سانچی، صدای او با آهنگ مرگ قو برای نخستین بار از صدا و سیما پخش شد.
راز و رمز آهنگسازی و انتخاب اشعار
علاقه حبیب به گیتار از دوران دبستان آغاز شد و نوازندگی او با گیتار ۱۲ سیمی، او را به چهرهای متمایز تبدیل کرد. او درباره ورودش به موسیقی میگفت:
ورود من به دنیای موسیقی اتفاقی نبوده است، خیلی زحمت کشیدم، از دوران دبستان تا دبیرستان با آهنگهای بیتلز بزرگ شدم. خیلی تلاش کردم تا توانستم به اینجا برسم.
او مرد تنهای شب را بهترین اثر خود میدانست و در توصیف آن اظهار داشت:
بهترین آهنگ من مرد تنهای شب است، برای اینکه یک نقطه است. این آهنگ بلافاصله که با اولین جمله من مرد تنهای شبم شروع میشود، بر تمام کسانی که آن را گوش کرده و با آن خاطره دارتد، تأثیر میگذارد. این تأثیرگذاری یک لحظه است و در همان لحظه اول مخاطب را جذب میکند و خاطرهها زنده میشود. این من نیستم، شعر است که خاطرات را زنده میکند.
تمام آهنگهایی که میسازم همان قبلیهاست که ریتم آنها را تند کردهام، چون جوانها اینگونه میخواهند. اما شعر این کارها زیباست. این نوار پرفروشترین نوار در ایران بوده و در آمریکا هنوز به فروش خود ادامه میدهد. زیبایی این آهنگ بهخاطر شعری است که آقای سعید قائممقامی دوست عزیزم سرودند.
حبیب درباره نحوه انتخاب اشعار آثارش که اغلب از شاعرانی چون شاملو، حمید مصدق و شفیعی کدکنی بودند، توضیح داد:
انتخاب شعر برای آثارم به موارد مختلفی بستگی دارد، گاهی به هیچچیزی دسترسی ندارم و به هر چیزی پناه میبرم، چون من کارم شعر نیست. شعر گفتن باید در خون و ذات آدم باشد. به خاطر همین به مرور به شعرایی مثل شاملو، حمید مصدق، شفیعی کدکنی رو آوردم. این شعرها را انتخاب میکردم، پیش یک کارشناس میرفتم و میگفتم قشنگ این را برای من بخوان و معنی کن تا بهتر بتوانم روی آن ملودی بگذارم. بعد شروع میکردم آنچه که در دل خودم بود و میدانستم در دل جوانهای ایران نیز هست ضبط و اجرا میکردم.
دیدگاه حبیب درباره غربت، سیاست و هنر
یکی از معدود حضورهای رسانهای او در سال ۱۳۹۴ و در جشن موسیقی ما رقم خورد که همراه با ناصر چشمآذر روی صحنه رفت و گفت:
من بدون گیتار فلجم. من لیاقت این را ندارم که در صف جلو باشم؛ یعنی خیلی مانده تا بتوانم در صف جلو برای خودم جایگاهی داشته باشم. ترجیح میدهم همیشه در صف آخر باشم. خوشحالم بعد از ۶ سال در سکوت بودن میتوانم در اینجا صحبت کنم.
او با وجود گلایه از زندگی ماشینی و تنهایی در آمریکا، همواره به بازگشت سرمایههای انسانی به وطن تاکید داشت. حبیب برخلاف بسیاری از خوانندگان مهاجر، هرگز از هنر ارتزاق نکرد و میگفت درآمدش از ارث پدری و کار شخصی بوده است. او درباره رابطه هنر و سیاست معتقد بود:
هنرمند عضوی از جامعهای است که در آن زندگی میکند. با این تفاوت که با ابزاری که در اختیار دارد، فکرها و تفکرات مردم را در جامعه با شعر و ملودی فریاد میزند تا همه درجریان دغدغههای آنها باشند اما در این بین وظایف دیگری هم دارد. تولید خوراک فکری سالم و به دور از هر گونه آلودگی و راهنمایی جوانان به مسیر درست، تعهدات مهم یک هنرمند است که آنها را با آثارش به جامعه تزریق میکند. هنرمند با مردم و برای مردم زندگی میکند. هیچوقت کاری با سیاست نداشته و ندارم اتفاقا همیشه هم از آن فراری بودهام. تاریخ نشان داده که بزرگترین برندهها در جهان و در مقوله هنر، کسانی بودهاند که بهنوعی صدای مردم زمان خودشان بودهاند. این برای من از همهچیز مهمتر است.
سرانجام این هنرمند مردمی در ۲۱ خردادماه سال ۱۳۹۵ در سن ۶۳ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت و در روستای نیاسته رامسر به خاک سپرده شد تا برای همیشه در خاک وطن آرام بگیرد.





















