موسیقی جنسیت ندارد! تحلیل جنجالی میرعلینقی از پشتپرده موسیقی | جزئیات
به گزارش خبرگزاری ریتم؛ به نقل از گفتگوی هارمونیک، متن پیش رو حاصل میزگردی تخصصی با حضور سید علیرضا میرعلینقی و جواد مهدویان است که توسط هومن ظریف تنظیم شده است. این گفتگو که به دلیل صراحت در بیان برخی موارد، امکان انتشار در روزنامه اطلاعات را پیدا نکرد، اکنون دریچهای تازه به تحلیل وضعیت موسیقی در ایران میگشاید.
سید علیرضا میرعلینقی از شناختهشدهترین پژوهشگران و تاریخنگاران حوزه موسیقی و منتقد هنری است که مقالات متعددی درباره موسیقی دستگاهی و کلاسیک ایران به رشته تحریر درآورده است. نگاه جامعهشناسانه او به موسیقی، بهویژه از دوران قاجار تاکنون، باعث شده تا تحلیلهای او از گذشته و آینده موسیقی ایران همواره مورد توجه قرار گیرد. در این نشست، جواد مهدویان، نویسنده کتاب نخستین فرهنگستان ایران نیز حضور داشت.
نقد تقسیمبندی جنسیتی در هنر موسیقی
میرعلینقی در پاسخ به پرسشی درباره ارزیابی وضعیت امروز موسیقی زنان ایران، دیدگاهی متفاوت ارائه داد. او معتقد است که اساساً تقسیمبندی موسیقی بر پایه جنسیت، فاقد ریشه علمی و فرهنگی است. او در این باره میگوید:
من چیزی با عنوان موسیقی زنان چه در جهان غرب و چه در جهان شرق درک نکردهام! در واقع تقسیمبندی موسیقی بر اساس جنسیت نیست؛ تقسیمبندی موسیقی بر اساس فرهنگ است.
او برای اثبات ادعای خود به تاریخ ضبط صدا اشاره کرد و توضیح داد که در گذشته، اگر دور صفحه گرامافون کمی کندتر میشد، صدای برخی خوانندگان زن با صدای مردان اشتباه گرفته میشد. این موضوع نشان میدهد که در ذات صوت و موسیقی، مرز جنسیتی به آن شکلی که امروز تصور میشود، وجود ندارد.
تاریخچه ترانهسرایی و نوازندگی بانوان
این منتقد هنری با بررسی ابعاد دیگر موسیقی، به نقش زنان در ترانهسرایی اشاره کرد و یادآور شد که تا دهه چهل شمسی، اکثر اشعار توسط مردان سروده میشد و ترانهسرای زنی که اعلام استقلال کند، وجود نداشت. او همچنین به شباهتهای صوتی در میان مردان اشاره کرد و گفت:
ما خوانندگان مردمی داشتیم که اگر یک کم دور ضبط تندتر میشد با صدای زن اشتباه گرفته میشد؛ مثل آقای داریوش رفیعی یا حتی امیناله رشیدی.
در حوزه نوازندگی، آهنگسازی و رهبری ارکستر نیز میرعلینقی معتقد است که تشخیص عناصر مذکر و مونث از روی خروجی هنری غیرممکن است. از نظر او، هنر موسیقی مانند خوشنویسی است که در آن عناصر جنسیتی کاملاً محو و ناپیدا هستند.
ریشههای اجتماعی محدودیتهای موسیقی زنان
به باور این پژوهشگر، اصطلاح موسیقی زنان بیش از آنکه یک تعریف هنری باشد، یک توصیف نوظهور است که به واسطه تحریمهای سیاسی، اجتماعی و اعتقادی در سرزمین ما شکل گرفته است. او به تناقضهای موجود در این زمینه اشاره کرد و گفت:
خواننده تکخوان مورد سئوال است اما وقتی دستجمعی و کرال میخوانند مانعی ندارد.
در نهایت، این گفتگو نشان میدهد که چالشهای موجود در مسیر موسیقی زنان ایران، بیش از آنکه ریشه در ذات این هنر داشته باشد، محصول تقابلهای تاریخی و محدودیتهای تحمیلی است که باعث شده این بخش از موسیقی ایران به عنوان یک دسته مجزا و گاه محدود شده شناخته شود.






















