به گزارش خبرگزاری ریتم؛ کارکرد تیتراژ چیزی شبیه به جلد کتاب است؛ جایی که طراح تلاش میکند با انتخاب عناصر، فرمها و چینشها و با کمک گرافیک و موسیقی، مخاطب را در جریان موضوع یک اثر قرار دهد. شرایطی که گاهی بسیار نکتهسنج، اندیشمندانه و حسابشده پیش روی مخاطبان قرار میگیرد و گاهی هم به قدری سردستانه و صرفاً برای ادای یک تکلیف اجباری ساخته میشود که بیننده را از اساس از یک اثر تصویری دور میکند.
آنچه بهانهای شد تا بار دیگر رجعتی به کلیدواژه «تیتراژ» داشته باشیم، مروری بر ماندگارترین و خاطرهسازترین موسیقیهای مربوط به برخی برنامهها و آثار سینمایی و تلویزیونی است؛ آثاری که برای بسیاری از مخاطبان، دربرگیرنده خاطرات تلخ و شیرینی هستند و رجوع دوباره به آنها برای ما در هر شرایطی میتواند یک دنیا خاطره به همراه داشته باشد. این خاطرهبازی که پس از آغاز و انتشار در نوروز ۱۴۰۰ و استقبال مخاطبان از آن شکل گرفت، ما را بر آن داشت تا در قالب یک خاطرهبازی هفتگی در روزهای جمعه، روح و ذهنمان را به آن بسپاریم و از معبر آن به سالهایی برویم که حالمان بهتر از این روزهای پردردسر بود.
در صد و شصت و یکمین شماره از این روایت رسانهای، به سراغ موسیقی تیتراژ ابتدایی مجموعه تلویزیونی «ما میتوانیم» با موسیقی بیژن کامکار رفتیم؛ مجموعهای که برای کودکان و نوجوانانی که بیننده واقعی تلویزیون در دهه شصت بودند، به یکی از مهمترین، جذابترین، آموزندهترین و تماشاییترین مجموعههای مرتبط با گروه سنی کودک و نوجوان تبدیل شد و توانست به سهم خود نقش مؤثری در حوزه تعلیم و تربیت داشته باشد. این مسیری بود که در مجموعههای دیگری چون «زیرگنبد کبود» یا همان «آقای حکایتی» نیز تجربه شد و به قدری مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت که هر یک به جریانی ماندگار در حافظه تاریخی بینندگان آن نسل تبدیل شدند.
نسلی سرشار از خاطرات تلخ و شیرین که در یک پروسه زمانی عجیب و غریب شرایطی را تجربه کردند که رویدادها، اتفاقات و آنچه در آن روزگار پدید آمده، به همین راحتیها از ذهن دیداری و شنیداریشان پاک نمیشود. مسیری که آنقدر تأثیرگذار بود که حتی موسیقیها، نمایشها و هر آنچه در قالب فعالیتهای فرهنگی و هنری نامیده میشد، هرکدام دربرگیرنده قصهها و خاطراتی بودند که تا ابد در ذهن میمانند و برای هر یک از آدمهای این نسل، به سهم تجربهای که داشتند، خاطرهای تلخ یا شیرین میسازند.
و این اعجاز دورانی بود که همچنان در درون خود قصههای زیادی دارد و میتواند در قالبهای مختلف برای نسل امروز روایت شود؛ روایتهایی که موسیقی در آن نقش بسیار مهمی دارد و دستاندرکاران برنامههای تلویزیونی و رادیویی آن سالها را به سمتی هدایت میکرد که به واسطه هوشمندی و آگاهی اغلبشان در حوزه برنامهسازی، به سراغ هنرمندانی بروند که میتوانند از دریچه موسیقی، بینندگان را به سمت برنامهها و تولیداتشان دعوت کنند. کاری که در همین مجموعه ساده و بیتکلف «ما میتوانیم» با یک همخوانی ساده و استفاده از نشانههای موسیقی کلاسیک ایرانی، بسیار درست و بهجا طراحی و اجرا شد و شرایطی را فراهم آورد که سرود ابتدایی این مجموعه تا مدتها ورد زبان بچهمدرسهایهای آن روزگار باشد.
و چه حیف که درباره جزئیات و روند تولید چنین مجموعههایی اطلاعات چندانی در دسترس نیست و فضا به سمتی رفته که فقط یک یا چند جمله مختصر از این تولیدات رسانهای میتوان یافت. فرآیندی که اگر بهتر و جریانسازتر تدوین و طبقهبندی میشد، آنگاه میشد به تأثیرات آموزشی و تربیتی چنین محصولاتی در کنار وجوه سرگرمکنندهاش پی برد و از این تجربیات در تولیدات امروز رسانه در گروه سنی کودک و نوجوان بهره گرفت؛ مسیری که تقریباً وارد فرآیندی بسیار متفاوت شده و در آن، وجوه سرگرمی و تقلید صرف از تاکشوهای خارجی – که میدانیم با فرهنگ ایرانی نزدیکی ندارند – مورد توجه قرار گرفتهاند.
چارچوبی که اگر تهیهکنندگان و تولیدکنندگان محتوای امروز بتوانند با اتکا به آگاهی، تخصص، بهروز بودن و بهرهمندی از مبانی برنامهسازی و به پشتوانههای فرهنگ و هنر این سرزمین، به دور از شعار نگاهی دوباره داشته باشند، قطعاً میتوانیم به تولید برنامههایی در حوزه کودک و نوجوان امیدوار باشیم که هم دربرگیرنده خواستهها و سلایق نسل بسیار متفاوت امروز باشد و هم بتوان به ماندگاری و تأثیرگذاری آن همچون محصولات چند دهه قبل رسانه ملی – که کاملاً در مسیر سلیقه آن روزها حرکت میکرد – امید داشت. فضایی که قطعاً «موسیقی» و نقش آن در تعلیم و تربیت گوش شنیداری، موضوعی اجتنابناپذیر است و میتوان حرفهای زیادی درباره آن زد.
از ماجرا دور نمیشویم و میرویم سراغ مجموعه «ما میتوانیم» که در سال ۱۳۶۴ توسط شبکه دو رسانه ملی در ۳۹ قسمت بیستدقیقهای به کارگردانی مجتبی یاسینی تولید شد. مجموعهای به تهیهکنندگی مریم معترف، از کارگردانان، بازیگران و مدرسان شناختهشده تئاتر که طی سالهای حضورش در تلویزیون نقش بسیار ارزنده و مهمی در معرفی هنرمندان مستعد و ورود آنها به جریان حرفهای تولیدات هنری مرتبط با گروه سنی کودک و نوجوان داشت و فضایی را فراهم ساخت تا به واسطه حضور هنرمندان پیشکسوت و باتجربهتر، مسیر خوبی برای جوانان این حوزه در جهت ورود به عرصههای حرفهای باز شود.
مجموعه تلویزیونی «ما میتوانیم» نیز دقیقاً با اتکا به همین ترکیب تولید تلاش کرد تا با محوریت تئاتر و ارائه قطعات نمایشی، به طرح مسائل آموزشی و تربیتی بپردازد. فرآیندی که حضور زندهیاد هادی مرزبان – به عنوان یکی از فعالان عرصه تئاتر – در قامت روایتگر و هدایتکننده، موجب شد تا این مجموعه نمایشدهنده ترکیب درستی از حضور هنرمندان باتجربه و جوانانی باشد که در آن سالها دغدغهمندانه برای تئاتر فعالیت میکردند.
هنرمندانی چون کامران فیوضات، عزتالله رمضانیفر، اسدالله منجزی، نازی حسنی، محمد عمرانی، علی رامز، کمال سیدمحسن، اکبر حاجحسینعلی، نادره حسنی، افشین سنگچاپ و فریبا حسینی به عنوان بازیگر در این اثر حضور داشتند و به واسطه طراحیای که در هر قسمت صورت گرفته بود، به اجرای آثار نمایشی میپرداختند که در آنها مسائل تربیتی و آموزشی از دریچه تئاتر به مخاطبان ارائه میشد.
اما همانگونه که توضیح داده شد، در ساخت و تولید چنین مجموعههایی، موسیقی نقش بسیار مهمی ایفا میکند. در واقع آنچه میتواند به عنوان یک آغازگر در ذهن مخاطب کودک و نوجوان برای تماشای برنامهای با محوریت آموزشی و تربیتی نقش ایفا کند، «موسیقی» است. مسیری که در ساخت مجموعه «ما میتوانیم» به درستی طراحی شد و به واسطه حضور یک هنرمند تراز اول به نام بیژن کامکار، به مولفهای برای معرفی و ماندگاری این پروژه تبدیل شد.
اگرچه منابع منسجم یا گفتوگوهای رسانهای درباره نحوه طراحی و ساخت موسیقی تیتراژ این پروژه تقریباً در دسترس نیست، اما آنچه بیژن کامکار به عنوان یک خواننده، نوازنده و آهنگساز به همراه برادرش ارسلان کامکار روی موسیقی مجموعه «ما میتوانیم» انجام دادند، توجه گروه آهنگسازی به مولفههای تلفیق با محوریت و ساختارهای مرتبط با موسیقی کلاسیک ایرانی است؛ ساختاری که هم دربرگیرنده اصالت و هم در جهت سلیقه شنیداری مخاطب، دارای هارمونی و سازبندی دقیق است.
اساساً نسلی که در زمانه بیژن کامکار به فراگیری و تولید در موسیقی پرداختند، عمدتاً هنرمندانی خلاق و باهوش بودند که بهخوبی بر ذهن و گوش شنیداری مخاطبان آن سالها تسلط داشتند و میدانستند سلیقه شنیداری آنها در چه چارچوبی قرار دارد. فرآیندی که موجب میشد محصولات مخاطبپسند و ماندگار از دل تولیدات آن دوران بیرون بیاید؛ موضوعی که در سالهای اخیر بهشدت روندی رو به افول پیدا کرده و کمتر اثر و پروژهای را میتوان یافت که بتواند با طیف گستردهای از مخاطبان در همه نسلها ارتباط برقرار کند.
به هر ترتیب، استفاده خلاقانه از ریتم به عنوان یک عنصر اصلی، ساختاری و پویا در کنار توجه به شعر و موسیقی، نشاندهنده توانایی گروه آهنگسازی در تقویت فضای شعر با موسیقی است. کمااینکه دقت در همین موضوعات بود که توانست موسیقی تیتراژ ابتدایی مجموعه «ما میتوانیم» را تبدیل به یک خاطره موسیقایی ماندگار کند. در این مسیر، رنگآمیزی خلاقانه در سازبندی و تلاش برای ارائه موسیقیای که پیوند درستی با مفاهیم آموزشی و تربیتی دارد، از دیگر مولفهها و ویژگیهایی است که میتوان برای موسیقی تیتراژ این مجموعه برشمرد.
از سوی دیگر، اگر روند تولید و تحلیل چنین آثار تلویزیونی و موسیقایی بهتر ثبت و تدوین میشد، امروز میتوانستیم از تجربههای آموزشی، تربیتی و هنری آنها برای تولیدات جدید در حوزه کودک و نوجوان بهره بیشتری بگیریم و فاصله خود را با سالهای اوج این نوع برنامهها کمتر کنیم.























