به گزارش خبرگزاری ریتم؛ «کارناوال» از همان قسمت نخست نشان داد برنامهای ساختارشکن و متفاوت است؛ برنامهای فراتر از یک مسابقه موسیقایی ساده که در قالب گفتوگو و نظرخواهی، آینهای صریح از جامعه ایران را پیشِ رو قرار داد. بخش گفتوگو در این برنامه بار دیگر ثابت کرد فاصله ما با فرهنگ گفتگو و پذیرش صداهای متفاوت چقدر عمیق است.
اگر گوش شنوایی وجود داشته باشد، «کارناوال» به مسئولان فرهنگی و اجتماعی یادآوری کرد که جامعه امروز ایران خسته، بیحوصله و پر از خشم فروخورده است؛ خشمی که حتی در سادهترین نظرات تماشاگران درباره اجراها نیز قابلمشاهده بود. نظرهایی که گاهی بیارتباط با هنر و فاقد دانش پایهای زیباییشناسی بودند، اما در لایههای زیرین خود تنشی دیرینه را آشکار میکردند. «کارناوال» بدون شعار، نشان داد این جامعه بیش از هر زمان دیگر نیازمند مکث و بازآموزی گفتگوست.
اما فراتر از رفتار مهمانان، آنچه این برنامه را به نقطهای مهم در زیست رسانهای ایران بدل کرد، اجراهای چندلایه، تجربی و جسورانه برخی هنرمندان بود؛ از تلاشهای ابتدایی تا ظهور چهرههایی غافلگیرکننده مانند سینا ساعی. «کارناوال» ثابت کرد حتی در فضای محدود و محافظهکار رسانهای نیز میتوان تکانه ایجاد کرد؛ بهشرط آنکه جسارت و خلاقیت در کنار هم قرار گیرند.
اجرای پایانی آنقدر پرجزئیات و قابلتحلیل بود که ارزش پرداختی دقیقتر داشت.
فینال «کارناوال» که بهدلیل چالشهای پخش یک روز تأخیر داشت.
در این ویژهبرنامه، سینا ساعی به همراه سروین ضابطیان روی صحنه رفت و اجرایی متفاوت، پرانرژی و جسورانه ارائه کرد؛ اجرایی که بسیاری از مخاطبان و کاربران شبکههای اجتماعی آن را یکی از نقطهعطفهای فصل نخست «کارناوال» دانستند.
بخش مشترک سینا و سروین که با استقبال گسترده تماشاگران و تحسین داوران همراه شد، از همان دقایق ابتدایی توجهها را به خود جلب کرد. این بخش که از لحاظ موسیقایی، کارگردانی و اجرا یکی از درخشانترین بخشهای برنامه بود، بهگفته منابع غیررسمی، احتمالاً درگیر ممیزی و سانسور ساترا شده است؛ موضوعی که به اعتقاد برخی، یکی از دلایل اصلی تأخیر یکروزه در پخش فینال بوده است.
با وجود این حواشی، اجرای سروین ضابطیان و سینا ساعی اکنون یکی از بهیادماندنیترین لحظات «کارناوال» محسوب میشود؛ لحظهای که بسیاری آن را «تابوشکنی»، «جسورانه» و «پرشورترین اجرای فصل» توصیف کردند.

سینا ساعی؛ تاریخ، آزادی و صدای خاموششدهها
اگر از یک ایرانی بپرسیم «آزادی چیست؟»، احتمالاً پاسخها گوناگون و گاه متناقض خواهد بود. این تناقض اما تقصیر مردم نیست؛ آنها محصول تاریخ پیچیدهای هستند که با مفهوم آزادی کمتر آشنا بوده است. مسئله تنها سیاست نیست؛ حتی نظامهای استبدادی نیز از دل همین زیست تاریخی شکل گرفتهاند.
از مشروطه تا امروز، مدرنیته تلاشی مداوم برای تعریف آزادی در برابر سنت، استبداد و ساختارهای قدرت بوده است؛ تلاشی که در مقاطع مختلف مانند اصلاحات امیرکبیر، نهضت مشروطه، دوران ملیگرایی دکتر مصدق و حتی جریان دوم خرداد، بارها با فراز و فرود روبهرو شده است.
سینا ساعی با آگاهی از همین زمینه تاریخی، آزادی را از دل تاریخ و جامعه امروز روایت کرد. او در اجرای قبل از فینال، نسل Z را محور قرار داد؛ نسلی کمتر شنیدهشده و بیشتر سانسور شده. از طریق موسیقی اعتراضی رپ، صدای خاموششده این نسل را بلند کرد؛ صدایی پرخشم اما امیدوار.
اما در فینال، ساعی گامی فراتر برداشت و تاریخ را «زنانه» خواند.
برای نخستینبار، روایتی زنانه را در برابر تاریخ مردسالارانه قرار داد. زنان را حاملان صلح، زندگی و تغییر نشان داد و همین انتخاب جسورانه ــ حضور پررنگ صدای زن در موقعیتی رسمی ــ برنامه را تا مرز توقیف برد.
پیام ساعی روشن بود:
آزادی بدون شنیدهشدن زنان ممکن نیست.
اجرای او نه فقط یک پرفورمنس هنری، بلکه بیانیهای درباره ضرورت بازتعریف مفاهیم بنیادی در جامعه ایران بود.
فینال «کارناوال» پایان یک رقابت موسیقایی نبود؛
آغاز گفتوگویی تازه درباره تاریخ، آزادی، خشم اجتماعی، صدای نسلها و آینده فرهنگ در ایران بود.
سینا ساعی و روزبه حصاری نشان دادند که هنر، اگر جسورانه و اندیشمندانه باشد، میتواند حقیقت را از دل سکوت بیرون بکشد حتی در فضایی که محدودیتها پررنگتر میشوند.
























