• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : Sunday - 13 September - 2026
0

کالابرگ هنری؛ طرحی برای نجات موسیقی یا یک شوآف بی‌اثر؟

  • کد خبر : 11618
  • 22 شهریور 1405 - 11:29
کالابرگ هنری؛ طرحی برای نجات موسیقی یا یک شوآف بی‌اثر؟
در روزگاری که بلیت‌های میلیونی، کنسرت‌ها و تئاترها را به تفریح انحصاری طبقه مرفه تبدیل کرده است، رضا مردانی از مدیران بنیاد رودکی با پیشنهاد طرح «کالابرگ هنری» جنجال جدیدی به پا کرده است؛ اما آیا این طرح واقعاً می‌تواند قشر متوسط و ضعیف را به سالن‌ها بازگرداند یا صرفاً یک مسکن موقت برای اقتصاد رو به فروپاشی هنر است؟

کالابرگ هنری؛ طرحی برای نجات موسیقی یا یک شوآف بی‌اثر؟ | جزئیات

به گزارش خبرگزاری ریتم؛ وقتی فشارهای معیشتی شدت می‌گیرد، کالاهای فرهنگی نخستین مواردی هستند که از سبد هزینه‌های خانوار حذف می‌شوند. به تعویق افتادن مداوم خرید کتاب، رفتن به سینما، کنسرت و تماشای تئاتر، پیوند بخش بزرگی از جامعه را با هنر سست کرده است. این وضعیت نه‌تنها به فقر فرهنگی دامن می‌زند، بلکه به اقتصاد شکننده آفرینش‌های هنری نیز آسیب جدی وارد می‌آورد. در این میان، ساماندهی مصرف فرهنگی و ایجاد دسترسی عادلانه، فراتر از یک ژست تبلیغاتی، یک ضرورت حیاتی است.

کالابرگ هنری؛ راهکار واقعی یا فیلتر جدید حمایتی؟

پویایی اقتصاد فرهنگ در گرو تعامل متوازن میان تولیدکننده و مخاطب است. حمایت‌های یک‌جانبه دولتی از تولید، بدون تقویت توان خرید جامعه، هرگز بازاری پایدار نمی‌سازد. در گام نخست، ایده تخصیص کالابرگ هنری به خانوارها مطرح شده است؛ اما سوال اینجاست که آیا این اعتبار در بستر کالابرگ الکترونیک، واقعاً صرف هنر می‌شود یا زیر بار سنگین نیازهای معیشتی روزمره گم خواهد شد؟ برای کارایی این طرح، مبلغ اعتبار باید سهم ملموسی از بهای بلیت را پوشش دهد و تسویه حساب با تماشاخانه‌ها و سالن‌های موسیقی بدون بوروکراسی‌های فرساینده دولتی انجام شود؛ اتفاقی که در طرح‌های مشابه قبلی کمتر شاهد آن بوده‌ایم.

کنسرت‌های آنلاین؛ هنر برای همه یا تبعید کم‌درآمدها به فضای مجازی؟

در کنار سالن‌های حضوری، بستر توزیع دیجیتال و عرضه آنلاین نمایش‌ها و کنسرت‌ها به عنوان یک راهکار موازی مطرح می‌شود. اما آیا تماشای یک اجرای ضبط‌شده از پشت صفحه نمایشگر، می‌تواند جایگزین اتمسفر زنده سالن موسیقی شود؟ یا این طرح ناخواسته به یک جداسازی طبقاتی دامن می‌زند که در آن پولدارها روی صندلی‌های سالن می‌نشینند و قشر کم‌درآمد به پخش آنلاین تبعید می‌شوند؟ اگرچه عرضه آنلاین با حفظ حقوق مادی هنرمندان می‌تواند دایره مخاطبان شهرستان‌ها را گسترش دهد، اما هرگز نباید به بهانه‌ای برای توجیه قیمت‌های نجومی سالن‌های حضوری تبدیل شود.

مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها یا فرار مالیاتی در پوشش هنر؟

یکی دیگر از راهکارهای پیشنهادی، ورود هلدینگ‌ها و شرکت‌های بزرگ به این حوزه از طریق بودجه‌های مسئولیت اجتماعی است. اما چطور می‌توان تضمین کرد که این حمایت‌ها به جای خرید بلیت‌های تکلیفی و فرمایشی برای مدیران، به دست مخاطب واقعی و کارکنان علاقه‌مند برسد؟ از سوی دیگر، معافیت‌های مالیاتی بر بهای بلیت اگرچه هزینه نهایی مصرف‌کننده را کاهش می‌دهد، اما برای قشرهایی که اساساً مالیات مستقیم نمی‌پردازند، بی‌اثر است. برای این گروه، یارانه مستقیم خرید همواره ابزار کارآمدتری بوده است.

تورهای کشوری؛ عدالت فرهنگی یا تمرکزگرایی پایتخت؟

گردش آثار هنری در سطح ملی و شکستن انحصار پایتخت، شعاری است که سال‌ها شنیده می‌شود. ایجاد شبکه‌ای منسجم میان سالن‌های شهرستان‌ها و تقبل هزینه‌های سفر گروه‌ها می‌تواند دسترسی عادلانه را معنا ببخشد. اما این تعامل نباید جریانی یک‌طرفه و قیم‌مآبانه از مرکز به پیرامون باشد، بلکه باید به تقویت زیرساخت‌ها و گروه‌های بومی هر منطقه بینجامد. حقیقت این است که حمایت از مصرف فرهنگی با بخشنامه و ابزارهای مالی ناپایدار محقق نمی‌شود؛ تا زمانی که ثبات اقتصادی و تنوع سلیقه‌ها به رسمیت شناخته نشود، هر طرحی تنها یک مسکن موقت خواهد بود.

لینک کوتاه : https://rhythm.news/?p=11618

همچنین بخوانید!

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0

دیدگاهها بسته است.